محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
مقدمه 37
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
و يادشان در كتابهاى ادب و تاريخ بفراوانى آمده است ، و البته اين گذشته از والايى پايگاه افراد آن خاندان در ادب و دانش و حكومت ، اهتمام آنان در نگهداشت و پرسش و نوازش شاعران و نويسندگان و مورّخان بوده است . اشارهء رودكى به نام بلعمى در همين شمار معدود از شعرهاى او كه باز مانده است اندك نيست . در قصيدهاى به مدح ابو جعفر بن بانويه مىگويد : يك صف ميران و بلعمى بنشسته يك صف حرّان و پير صالح دهقان و نيز در جايى ديگر گفته : چه فضل مير ابو الفضل بر همه ملكان چه فضل گوهر و ياقوت بر نبهره پشيز ناصر خسرو در قصيدهاى به مطلع : اى آدمى به صورت و بىهيچ مردمى چونى به فعل ديو چو فرزند آدمى ؟ مىگويد : نامى نكو گزين كه بدان چون بخوانمت در جانت شادى آيد و در دلت خرّمى بو الفضل بلعمى بتوانى شدن به فضل گر نيستى به نسبت بو الفضل بلعمى و نيز اشارهء كسائى به اين خاندان نشانهء اشتهار آنان بوده است : به وقت دولت سامانيان و بلعميان چنين نبود جهان ، با نهاد و سامان بود همچنين سوزنى سمرقندى پس از گذشت سالها با اشاره به رابطهء رودكى و بلعمى ياد آنان را زنده داشته است : رودكى را اندر آن چامه كه وصف باده كرد داد دينارى هزار از زر آتشگون و فام قيمت عيار را هم فام كرد از ديگرى بلعمى عياَّروار از رودكى بفكند فام و نيز هم او مىگويد : هم قهستانى و عتبى را به هم با بلعمى زو شود ناديده ديدن چون ورا ديدى تمام و نيز :