محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

مقدمه 31

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

فاذا غنيت فلا تكن بطرا و اذا افتقرت فته على الدّهر « دو خوى مرا ناپسند است : سرمستى در توانگرى ، و خوارى نمودن به هنگام نيازمندى . « چون توانگر شدى سرمستى مكن ، و چون درويش گشتى در برابر روزگار سرفراز باش ! » تاريخ طبرى از آغاز تأليف و انتشار آوازه‌اى بلند يافت و با اقبال همگان روبرو گرديد ، چنان كه به سال 352 هجرى به زبان فارسى ترجمه شد ، در حالى كه از تاريخ درگذشت مؤلَّف بزرگوار آن ، پنجاه سال نگذشته بود . تاريخ طبرى بارها از سوى دانشمندان و تاريخنگاران ، با ذيل و حاشيه ، به طريق تلخيص و اختصار بازنويس شد . ابن نديم مىگويد : « گروهى نيز اين كتاب را - تاريخ طبرى - با حذف اسنادها به اختصار نگاشته‌اند كه بر آنها اعتماد نمىتوان كرد ، زيرا آنها را با جهان دانش و حكمت پيوندى استوار نيست . » سخاوى بر آن است كه گويا طبرى خود بر تاريخ ذيلى در افزوده باشد . ياقوت مىگويد : « عبد الله بن احمد بن جعفر الفرغانى رابطه‌اى جهت آن ذيل ترتيب داد . » حاجى خليفه در كشف الظنون از ابو محمّد عبد الله بن محمّد الفرغانى ياد مىكند كه كار طبرى را دنبال گرفت و لاحقه‌اى بر آن افزوده كه « صله » خوانده مىشود . از ابو الحسن محمد بن عبد الملك همدانى ، در گذشتهء 521 هجرى نيز تكمله‌اى در دست است كه از آغاز خلافت « مقتدر » تا اوايل خلافت « مستظهر » را در بر مىگيرد . عريب بن سعد كاتب قرطبى كه با افزونيهايى تاريخ طبرى را تلخيص كرده است ، ذيلى بر آن افزوده كه تا سال 320 ه - ق . كشيده مىشود . تاريخ طبرى از راه ترجمهء فارسى روزگار سامانيان به زبان تركى ترجمه شد . ترجمه‌اى به دوران امير الامرا احمدپاشا صورت پذيرفت و ترجمهء ديگر ميان