محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

55

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

تنورى كرد و آن تنور تا به گاه نوح [ عليه السّلام ] بماند و آب طوفان از آن تنور بر آمد ، چنان كه خداى تعالى گفت : * ( وَفارَ التَّنُّورُ 11 : 40 ) * . و امير المؤمنين على رضى الله عنه فرموده است : * ( وَفارَ التَّنُّورُ 11 : 40 ) * ، وقت صبح است . پس آنگه جبريل عليه السّلام او را بياموخت تا يكى گوسپند بگرفت و پشم وى بچيد و حوّا برشت و بتافت ، و آدم از آن خويشتن را يكى پيراهن كرد و حوّا را پيراهنى و سرپوشى ، تا سر و تن بپوشد . پس نخستين خانه‌اى كه بدين جهان اندر بنا كردند ، آن خانهء كعبه بود و خداى به قرآن اندر ياد كرد : * ( إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِينَ ، فِيه آياتٌ بَيِّناتٌ 3 : 96 - 97 ) * . گفت : نخستين خانه‌اى كه بر زمين بنا كردند ، خانهء مكّه بود . و كس پيش از آن خانهء مكّه نديده بود و ندانسته . و مكّه را نيز بكّه خوانند و بكّه به تازى آن بود كه مردمان آنجا گرد آيند و انبوهى كنند بسيار . چون آدم آن خانه را بنا كرد و به هندوستان باز شد ، خويشتن را نيز خانه‌اى بنا كرد . و خداى عزّ و جلّ آدم را گرامى كرد و ملك زمين به دو داد و هر چه بر زمين بود از چهار پاى و نخچير و مرغان و همه جانوران فرمانبردار وى كرد و هر چه اندر زمين بود ، همه مسخّر او كرد تا هر كدام كه خواست خورد و هر كدام كه خواست كار فرمود تا روزگار بر آمد .