محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

52

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر حجّ كردن آدم و صفت بيت المعمور چنين روايت كنند كه آدم به بالا سخت دراز بود و چون برفتى سرش به آسمان سودى و با فريشتگان آسمان نخستين حديث كردى و آرزوى بهشت از دل وى بشدى و بدين جهان بياراميدى . خداى عزّ و جلّ آن بالا را كم كرد و بر مقدار صد ارش كرد . آنگاه تسبيح فريشتگان نيز نشنيدى و دلش تنگ شد . به خداى عزّ و جلّ بناليد . گفت : يا ربّ ! يكى بدى كه از من در وجود آمد ، مرا از بهشت بيرون كردى و نعمتها از من باز گرفتى و مرا به چندين بلا مبتلا كردى ، و نام عاصيان بر من نهادى و بالاى من باز گرفتى تا تسبيح فريشتگان همى نشنوم . يا ربّ ! به فضل و منّت خويش بر من رحمت كن و ببخشاى و مرا اندر اين جهان آرام ده ، تا خداى عزّ و جلّ دعاى او را مستجاب كرد و يكى خانه پديد كرد از ياقوت سرخ تا آن دلتنگى از وى ببرد ، و آن را بيت المعمور نام كرد . و امير المؤمنين على رضى الله عنه گفت آن را بيت الصراح نام بود . آنجا بنهاد كه امروز خانهء كعبه است ميان جهان ، و حجر الاسود نيز از بهشت فرستاده بود . و به يك ركن خانه اندر نهاده بود ، و آن حجر اسپيد بود . چون ماه بتافتى و خانه از ياقوت سرخ بود . چون آفتاب بر آن تافتى شعاع هر دو به يك جاى افتادى و چنان بودى كه ماه و آفتاب به يك جاى گرد آمده . پس خداى عزّ و جلّ جبريل را به آدم فرستاد و گفت : اين خانه را طواف كن كه اين خانهء خداى است تا دل تو سكونت گيرد ، و همچنان كه فريشتگان گرد عرش