مؤلف مجهول

17

تاريخ سيستان

( فضل ديگر ) اندر كتاب بلدان و منافع آن كه ياد كرده‌اند كه از هر شهرى چه خيزد ، گفته‌اند كه از سيستان زر آبريز خيزد و ما را اصل ان معلوم نبود تا اكنون كه بو المؤيد گويد و اندر كتاب ابن دهشتى [ 1 ] گبركان نيز بگويد كه يكى چشمهء بود در هيرمند برابر بست [ 2 ] ، و آب همى بر آمدى و ريگ و زر بر آميخته ، چنان كه آن روز كه كمتر حاصل شدى كم از هزار دينار زرّ ساو نبودى ، افراسياب آن را ببند جادوئى ببست ، گفت اين خزينه ايست ، و چنين گفته‌اند كه هم بسر هزاره [ 3 ] باز شود و باز منفعت بحاصل آيد بمشية الله ، و كوه توژ كى خود معروفست و مشهور كه نقره همى بيرون آمد و اكنون اگر خواهند هم بيرون آيد . ( فضل ديگر ) جشمهء سمور است كه سال تا سال بتابستان و زمستان روان است و منفعت آن موجودست . بو المؤيد ديگر همى گويد كه اندر سيستان يكى كوهست كه آن همه

--> [ 1 ] ظ مراد : رود « زرنومئيتى » و درياچهء « زرّين مند » بندهشن باشد ، رجوع شود فقرهء 67 زامياديشت و فصل 23 فقرهء 6 بندهشن ( جلد دوم يشتها ص 298 ) [ 2 ] در متن تراشيده شده و پشت هم خوانده مىشود . [ 3 ] يعنى سه هزار سال بعد از زردشت - در روايات زردشتيان عالم از به دو خلقت روح تا پايان به دوازده هزاره تقسيم شده كه در آخرين هزارهء آن يزدان و راستى بر اهريمن و دروغ چيره شود . مسعودى گويد : « جيومرت . . . ملك اربعين سنه و قيل ثلاثين و ذلك في الهزاريكة الاولى فى بدء النسل و تفسير ذلك الالف سنه . . . الخ » التنبيه و الاشراف - ص 89 س 18 - و دهمين هزاره ها هزارهء هوشيدر و سپس هزارهء هوشيدر ماه و آخرين هزارهء سوشيانس است و اينها نبيره هاى زرتشتاند كه از سيستان بيرون آيند و رستاخيز شروع شود و دنيا از اهريمنان پاك گردد و گروثمان يعنى ملكوت با زمين برابر ايستد و دوزخ از ديوان و كرپان ( پيشوايان بد ) و اهريمن و دروندان و دوزخيان انباشته آيد و بىمرگى در جهان مادى پديد شود ( كتب سنت پهلوى )