مؤلف مجهول

385

تاريخ سيستان

غرّهء رجب بسال چهار صد هشتاد و يكى ، و برداشتن ويرا از پاى قلعهء نه به صلح ، بسلخ اين ماه ، و كس آمدن از پس وى [ 1 ] از حضرت سلطان خراسان ، و شدن امير بو العباس از سيستان اول بار بدرگاه سلطان ملكشاه پس ازين وقعتها غرّهء شوال هم برين سال و باز آمدن وى از درگاه سلطان ملكشاه [ و ] باميرى نشستن در ماه جمادى الأولى بسال چهار صد و هشتاد و دو ، وفات امير بو العباس بو الفضل [ 2 ] شب شنبه ششم ماه ذى الحجّه هم برين سال . نشستن امير اجل بهاء الدوله خلف بن ابى الفضل باميرى هشتم ماه ذى الحجّه ، هم بدين تاريخ شدن بهاء الدوله بخراسان و در سيستان نشاندن امير با منصور با جعفر قوقهى را باميرى ، و اتفاق كردن مردمان سيستان بر امير با منصور ، و عاصى شدن وى بر بهاء الدوله بروز آدينه هفدهم ذى القعده بسال چهار صد و هشتاد و سه . باز آمدن بهاء الدوله از خراسان [ به ] برونج ، و آمدن امير بو منصور قوقهى از سيستان [ و ] در برونج فشردن امير بو منصور ، بهاء الدوله را روز چهار شنبه دوازدهم ذى الحجّه هم بدين سال ، و برونج حصار گرفتن بهاء الدوله پيش امير بو منصور از دوازدهم ذى الحجه تا بروز چهارم ماه محرّم بسال چهار صد و هشتاد و چهار ، و صلح كردند بر آنكه بهاء الدوله بشود از برونج بطبس ، و امير بو منصور برود بسيستان ، و درين سال بود كه من گندم بشد به بيست درم نقد و سه من گندم [ 3 ] ، و منى جو [ 4 ] بپانزده درم بنقد ، و منى خرما به دوازده درم نقد ، [ و ] به اوق [ 5 ] [ و ] همه رودها [ ء ] سيستان آب پر

--> [ 1 ] از پس وى ، يعنى بدنبال وى از دربار ملكشاه كسى آمدن . [ 2 ] بايد بطور اضافه خوانده شود ، زيرا يك نفر داراى دو كنيه نتواند بود و از اينرو معلوم مىشود اين بو العباس هم پسر ابو الفضل نصر بن احمد است . [ 3 ] سه من گندم بنسيه بعلاوه بيست درم نقد قيمت يكمن گندم بوده است ، و ظاهرا اين سه من گندم برسم سلف بوده كه سال ديگر يا در سر خرمن تحويل داده شود . [ 4 ] در اصل « گندم » نوشته شده است ولى معلومست كه بايد جو باشد . [ 5 ] « اوق » در سيستان بلوكى و روديست ، زيرا كه در صفحات بعد هم در همين معنى ذكرى از اوق شده است .