مؤلف مجهول

356

تاريخ سيستان

حرب فرو گرفت و سپهسالارى وى بو الحسن حاجب داشت ، و فريه گران [ 1 ] بر باره شدند ، و هر روز حرب همى كردند ، چون خبر بغزنين شد با سعيد حسين و بو على بو الحسن با قبجى [ 2 ] دو سرهنگ بزرگ بودند با فوجى سپاه محمودى ز آنجا بيامدند . و خبر بازگشتن سلطان يافته بودند از هندوستان ، و سپاه محمود از در نوايست [ 3 ] آن روز در آمد ، و مردم انبوه بود از پياده با امير احمد بو الحسن كاشنى و بسيار مردم عام كشته شد از مردم سيستان ، و بو الحسن بو على باقبجى ( كذا ) هم اندران روز در پارس و در كركوى بگرفت ، و با سعيد حسين در طعام ، و بو بكر را و مردم او را اندر حصار كردند ، و ايشان حصار بگرفتند [ 4 ] ، و شهر و قصبه سپاه سلطان و عياران ، [ و ] امير احمد بو الحسن كاشنى بدر فارس فرود آمد ، و بو الحسن بو على با قبجى بدر كركوى ، و با سعيد حسين بدر طعام ، و در حصار محكم فرو گرفتند ، و اين همه آخر شعبان سنهء ثلث و تسعين و ثلثمائه بود ، و هر روز بر كورها [ 5 ] حرب كردندى ، تا دگر روز عيد گوسپند كشان [ 6 ]

--> [ 1 ] فريه بكسر اول و بفتح ثالث بمعنى نفرين و لعنت است چنان كه گويند فريهء خداى بر شيطان و به عربى بمعنى بهتان باشد ( برهان ) و فريه بفتح و بكسر عربى است و فريه گران كسانى بوده‌اند كه در جنگها خاصه جنگهاى حصار دشمن را دشنام داده و لعنت ميكرده‌اند يا سنگ منجنيق ميانداخته‌اند - الفريه ( بكسر فا ) الكذب و اختلاقه . القذف ج فرى ( المنجد ) . [ 2 ] اصل : باقيحى و ظ بو على بو الحسن باقبجى يا بو الحسن بو على نام يك نفر است از آن دو سرهنگ و اين نيز حدس ما را در معنى « قبجى » تائيد مىكند و احتمال قوى ميرود كه « با قبجى » مخفف « باش قابچى » باشد يعنى رئيس درب خانه يا حاجب و نيز محتمل است لفظ « بابا قابچى » كه امروز متداولست از ماده « بابا » به معنى پير نباشد و از « باش قابچى » گرفته شده باشد ، و ظاهرا اين شخص غير از « قبجى » اولست كه او را از سيستان رانده بودند . [ 3 ] رجوع شود به تعليقات . [ 4 ] ايشان حصار بگرفتند - يعنى بو بكر و مردم او حصارى شدند . چه حصار گرفتن چنان كه قبلا هم گفتيم بمعنى فتح كردن حصار نيست بل بمعنى محصور شدن و جنگ از درون حصار كردن است و حصار ستدن و گشادن بمعنى فتح است . [ 5 ] كور بفتح اول و كوره بفتح و ضم اول بمعنى زمين شكسته و پست و بلند است و در اينجا مراد سنگرها و خاكريزهاى اطراف حصار است . [ 6 ] ظ : دگر روز عيد گوسپند كشان يعنى فرداى عيد اضحى ، و ابن اثيرهم اين جنگ و فتح حصار را در ماه ذى الحجه 393 ميداند ( كامل ج 9 ص 60 ) .