مؤلف مجهول

مقدمه 35

تاريخ سيستان

دانسته بوديم و تصور شده بود كه ( بى بدى ) همان كلمه ايست كه امروز ( لا بديّ ) گويند يعنى ناچارى و بيچارگى ، اما چون در فرهنگها و كتب ادبى هنوز چنين كلمه‌اى ديده نشده بود آن را با ترديد نوشت - تا آنكه اخيرا كتاب حدود العالم من المشرق الى المغرب تأليف شدهء ( 372 ) منتشر گرديد ، حقير در ضمن مطالعهء اين كتاب ناگاه بكلمهء ( بى بدى ) به همين معنى حدسى خود بر خورد ، و آن در صفحهء 58 طبع طهران سطر ( 8 ) است كه گويد : « و مردمان اين ناحيت مردمانىاند سليم و بى بد و شبانانند و برزيگر . . . » از اين رو معلوم شد حدس ما درست بوده است . و همچنين عكس اين معنى در صفحهء ( 314 ) عبارت از ( مظالم سياه ) بود كه نويسنده آن را در متن ( مظالم سپاه ) تصحيح كرد و اصل نسخه را بحاشيه برد ، و بعد در ضمن مطالعهء گرشاسپ نامه اشعارى به نظر رسيد كه شايد ( مظالم سياه ) صحيح باشد ؟ . . . نظير قسمت اخير بيش از يك نوبت روى نداده است . در خاتمه براى اطلاع خوانندگان ميگوئيم كه ما رسم الخط اين كتاب را دست نزديم ، جز آنكه حروف ( پ - چ - ژ - گ ) را به شكل امروز نوشتيم تا خواننده راحتتر باشد - ديگر آنكه چون اين كتاب بىنقطه نوشته شده و مثلا از كلمه‌اى كه بايستى پنج نقطه داشته باشد يك يا دو نقطه را ضبط كرده و سه يا چهار نقطه را ننوشته بود ، ناچار شديم برخى اعلام را در خود كتاب تفحّص كرده و اصلش را از حيث نقطه بدست بياوريم ، يا بساير كتب تاريخ مراجعه كنيم ، و هر كدام كه از اين دو راه اصلاح آن ممكن نشد به حال خود گذارديم ، اما در هر حال چگونگى آن اصلاحات را در حواشى نشان داديم ، و نيز در توضيح و معرفى تمام رجال و امكنه كه بحدّ و افر در اين كتاب متراكم است ، نتوانستيم در حواشى چيزى بنويسيم ، زيرا حاشيه از صدر در ميگذشت ، و قرار بود كه آنها همه در خاتمت كتاب طبع گردد و آن هم بسببى كه در آخر كتاب تذكر داده شد ميسر نگشت و انشاء الله در رسالتى جداگانه انتشار خواهد يافت . نويسنده بىگمان بود كه اصلاح چنين نسخهء قديمى با اين همه پرى و پر مغزى خاصه كه منحصر بيك نسخه باشد آن هم با رسم الخطى كذائى كه شرح داده شد ، كار يك نفر آن هم مانند بنده تهيدستى بى اسباب و پريشان حال نيست ، ليكن چون ديگرى