مؤلف مجهول

346

تاريخ سيستان

از پس او بپوشنج آمدند ، [ طاهر ] با صد سوار غلامان خويش بازگشت و حرب كرد و بغراجوگ را بكشت و سر اوى بياورد [ و ] هفت پيل از آن لشگر بياورد و بسيار اسبان و سلاح و خزينه ، و مردى شد كه همه جهان خبر او بشد از مردى و مردمى و مروّت و خرد و سخاوت ، و امير خلف به دو شاد بود و او به پدر شاد بود ، تا روزگار بر آمد و چشمزدگى رسيد ، و امير خلف بكوه اسپهبد شد با حرم و خدمتكاران بشغلى ، و سبب افتاد كه سلطان محمود بن سبكتكين آنجا بگذشت با سپاهى انبوه و پيلان بسيار [ 1 ] و خبر شنيد كه امير خلف اينجا با حرم و زنان بكوهست ، و سپاه امير طاهر بسيستان است ، سلطان محمود بپاى كوه شد ، هژده روز گذشته از جمادى الآخره سنهء تسعين و ثلثمائه ، و بر [ 2 ] امير خلف هيچكسى نبود الَّا زنان و خادمان سياه [ 3 ] . آمدن سلطان محمود بن سبكتكين رحمه الله بپاى كوه اسپهبد و عدّت سلطانرا قياس نبود ، و كوه را فرو گرفتند چنان كه هيچكس [ 4 ] چراغ نتوانستى افروخت بشب ، كه اندر ساعت آن خانه پر تير كردندى ، و منجنيقها برساخت ، آخر [ امير خلف ] بر صلح فرو ايستاد [ و ] صد هزار درم [ 5 ] او را بپذيرفت ، و خطبه . .

--> [ 1 ] در تاريخ عتبى اين واقعه را در همين سنه ( 390 ) و بر اثر اقدام طاهر در واقعهء پوشنج و قتل بغراجق دانسته كه سلطان محمود به قصد انتقام از خلف ويرا در قلعهء اسپهبد محصور ساخت . [ 2 ] بر ، بمعنى : با [ 3 ] در اصل « و سباه » . [ 4 ] در اصل چنين بوده و بعد مصححى نادان لفظ « را » بالاى « هيچكس » الحاق كرده است . [ 5 ] عتبى اين مال الصلح را صد هزار دينار نوشته است و گرديزى صاحب زين الاخبار هم صد هزار دينار ذكر نموده است و گويد : « و خلف كسان اندر ميان كرد كه صد هزار دينار بدهد و خطبه بر وى كند » زين الاخبار چاپ برلن ص 63 .