مؤلف مجهول
مقدمه 34
تاريخ سيستان
نصر بن احمد ( ص 315 - 316 ) و قصيدهء نونيهء رودكى است كه آن را به تمام آورده و منّتى بر گردن دوستاران علم و ادب نهاده است . سپس داستان طاهر بو على و محمد حمدون نبيرهء مرزبان و از تخم رستم دستان ، و رفتن آنان بخراسان ( ص 328 - 333 ) كه باز در هيچ تاريخى وجود ندارد ، و بسى شيرين و مهم است . بعد از همه ، رواياتى است از خلف بن احمد كه در عالم خود بسى مفيد و منحصر است به اين كتاب - و باز در ضمن داستان تسلَّط تركان بر سيستان روايات بسيار نادر و تازهاى دارد و بالأخص آنچه پرده از يك صفحهء بزرگ تاريخ بر ميدارد ذكر ابو الفضل نصر بن احمد و برادرش ابو نصر منصور بن احمد است كه بعقيدهء حقير قسمت قبل از آخر يا همهء قسمت اول و اين قسمت از كتاب در زمان اين امير ابو الفضل نوشته شده و از قضا در تمام تواريخ تا جائى كه تحقيق و تنقيب به عمل آوردهايم ازين مردى كه مؤسس خاندان ملوك نيمروز و خارج كنندهء سيستان از غلبهء غزنويان و آورندهء سلاجقه است بسيستان ، ابدا نامى و نشانى نيست ، ( رك : صفحات 362 - 383 ) . و سواى اين قسمتها كه انموذج مانند آورده شد - در هر صفحه مطلبى تازه و خبرى نادر و نامى بى سابقه ديده مىشود كه آن همه را هر يك بجاى خود در حواشى باز نموديم ، تا داد اين كتاب عزيز كه در شرف انقراض و بخت ايرانيان و دوستاران زبان پارسى آن را صيانت كرده است تا حدى داده شود ، و بالفعل اثرى از آن بر صحيفهء روزگار بماند تا شايد روزى نسخهء ديگر از همين تاريخ يا تاريخى ديگر بدست افتد كه بتوان چندى از اغلاط و افتادگيهاى اين كتاب را كه چون منحصر بفرد بود اصلاح آن ميسر نگشت ، باصلاح و تكميل باز آورد . در اينجا ضرر ندارد يكى دو نمونه از اصلاحاتى را كه بطريق حدس به عمل آمده باز نمائيم : در صفحهء 323 در اين شعر رودكى : ورم ضعيفى و بى نديم نبودى * وانك نبود از امير مشرق فرمان كلمهء ( بى نديم ) را غلط پنداشته و در حاشيه با ترديدى ( بى بديم ) را اصل آن كلمه