مؤلف مجهول

339

تاريخ سيستان

صفّهء قلعهء ارك ، الَّا هيچ چيز ديگر گذاشته نبود بعمد را ، كه دانست كه حسين بر حصار خواهد آمد . پس قحط افتاد اندر حصار ، و امير خلف بلب پارگين ربطى [ 1 ] كرد تا هيچ كسى اندر حصار طعامى نيارد برد ، و سپاه پيرامون ربط فرو گرفت تا خروارى گندم به دويست و چهل دينار شد بر آنجا ، و مردمان بيشترى از گرسنهء [ 2 ] بمردند ، و حسين از سبكتكين مدد ميخواست و چيز همى پذيرفت ، و سبكتكين بيامد تا خان [ 3 ] به يارى حسين ، امير خلف كس فرستاد و دينار داد بسيار ، و گفت حسين زنديق است و هوادار [ 4 ] . . . و سبكتكين مردى كرامى [ 5 ] بود بازگشت بسوى بست شد [ و ] برادر باىبوز [ 6 ] ، امير بو القسم و بو منصور كوشمال وزير او [ از ] پيش سبكتكين با هزار سوار نزديك امير خلف آمدند ، و ايشان را بنواخت و نيكوئى كرد ، و بديشان قوّت بيش گرفت ، حسين دانست و مردمان شارستان ، كه با وى طاقت نداريم [ 7 ] ، صلح پيش گرفت ، و امير خلف بيامد و اندر مقابر در نيشك بنشست ، و حسين اندر مسجد در نيشك ، و رسولان همى شدند و همى آمدند و محضرها همى نبشتند ، و سوگندان همى خوردند و عهدها همى گرفتند ، تا تمام گشت ،

--> [ 1 ] ربط بمعنى بستن چيزى و بستن چارپايان و مربط محل بستن چيز مزبور است و ملازمت سر حد ملك خصم را نيز مرابطه گويند و آن لشكر را كه بملازمت ثغور دشمن نشيند رابطه خوانند و اين « ربط » مصدر بمعنى اخير يعنى ملازم و ساخلو گماشتن در اطراف حصار است . [ 2 ] كذا و بقاعده بايستى « گرسنگى » باشد ، چه ياء مصدرى كه بعد از هاء مفعول در آيد آن هاء مبدل به كاف فارسى مىشود همچون بنده و بندگى و خسته و خستگى و گرسنه و گرسنگى . [ 3 ] در حدود سيستان تا غزنه و بست جائى به اين نام نيست ، ليكن در آن حدود نقاطى باسم خاش يا خابسار - و خاست يا خاسان بوده - و محل ديگر در راه كرمان بنام كرامخان ضبط شده است - و نيز بين راه ها رباطات زيادى بوده و رباط را خان هم ميگفته‌اند و ممكن است اين خان يكى از آنها باشد كه در آن عهد معروف شده و خان مطلق به آن گفته ميشده است . [ 4 ] از اينجا كلمه‌اى افتاده است مانند [ قرامطه - باطنيان - زنادقه ] و غيره . [ 5 ] ظ : گرامى و يا منسوب بكراميان . [ 6 ] كذا و ظاهرا بايد باىتوز باشد : ( را ، ص 333 ح 1 ) . [ 7 ] اين رسم درين كتاب تكرار شده است كه در بعض موارد بجاى ضمير غايب ضمير متكلم مىآورد و بهريك در جاى خود اشارتى رفته است .