مؤلف مجهول
336
تاريخ سيستان
و امير خلف بهزيمت شد و بجوين [ 1 ] رفت ، و حسين اندر شهر آمد و به مسجد آدينه شد و نماز كرد و آن روز خطبه برو كردند ، چون هفت روز بگذشت حسين سپاه جمع كرد و بيرون شد و برره بگذاشت [ 2 ] و برا مهر آباد ( ؟ ) فرود آمد ، و بر حسين لشگر انبوه بود و چهار پيل داشت ، چون امير خلف خبر حسين بشنيد ، و بر امير خلف سوار و پياده نحوسه هزار مرد بود ، بدر شهر شد و مردمان شارستان او را در نگذاشتند ، امير خلف بداشن شد فرود آمد ، و حسين بيامد و بر حصار شد و درهاء حصار ببستند ، و فتنه ميان سمك و صدق برخاست ، و عبد الله صابونى درهاء حصار بخشت برآورد ، پنج روز مانده بود از شعبان سنهء احدى و ستين و ثلثمائه . پس نامهء امير خراسان رسيد سوى امير خلف - از نوح بن منصور [ 3 ] - كه بگذار تا حسين طاهر و عبد الله صابونى از حصار فرود آيند و نزديك من آيند تا من سخن ايشان بشنوم ، و آن تو شنيدهام ، تا كه را واجب كند كه سيستان بدارد . امير خلف فرمان را پيش رفت ، و ايشان را بگذار [ د ] تا از حصار فرود آمدند روز آدينه ده روز رفته از ربيع الاوّل سنهء اثنى و ستين و ثلثمائه ، و ببخارا شدند و امير خراسان را پذيرشها كردند بمالهاء بزرگ ، و عبد الله صابونى آنجا بايستاد ، و حسين طاهر را لشگر داد و امير خراسان ، امير خلف چون بشنيد بگوين [ 4 ] شد پذيرهء او ، و آنجا حربى صعب كردند تا شب ، و از هر دو گروه مردم بسيار كشته شد روز آدينه چهارم از محرّم سنهء تسع و ستين و
--> [ 1 ] اين جوين چنان كه سابقا هم اشارت شده غير از جوين خراسان است و از رساتيق سيستان بوده است . [ 2 ] كذا ، و ظاهرا « زره بگذاشت » يعنى سپاه را از ( پيش زره ) يا از حدود زره بگذرانيد . [ 3 ] كذا - و بايد منصور بن نوح باشد ، چه منصور بن نوح بقول كرديزى ( ص 47 ) در سنهء 365 و بقول ابن اثير در 366 وفات يافته است و در سال 62 - 61 زنده بوده . بعلاوه كامل و غيره نيز آن واقعات را صريحا به زمان منصور نسبت ميدهند ، كامل : ( ج 8 ص 185 ) . [ 4 ] اين همان جوين است كه در اول اين فصل ذكر آن رفت و بدين قاعده بايستى با كاف فارسى خوانده شود .