مؤلف مجهول

مقدمه 32

تاريخ سيستان

در فضايل سيستان گويا مؤلف را علاوه بر كتب عمدهء اسلامى مانند كتب ابو المؤيد بلخى و هلال يوسف اوقى و اخبار سيستان كه مؤلف آن معلوم نيست بكتب زردشتيان نيز دست بوده چنان كه دو بار ذكر كتاب بندهشن درين تاريخ آمده و شايد سطورى كه در صفحات 1 - 2 - 3 - 9 و غيره سفيد گذاشته شده براى تكميل تحقيقاتى از آن قبيل بوده است [ 1 ] . تا جائى كه به نظر حقير رسيده هيچيك از مورخان اسلامى از عرب و عجم تا دير باز نام ( بندهشن ) را نميدانسته يا اگر دانسته ذكر نكرده‌اند و اين تنها كتابى است كه از كتاب مذكور نام ميبرد و نيز منحصر كتابى است كه نام زردشتيان را ( مزديسنان ) كه نام حقيقى انقومت ياد كرده آنجا كه گويد : « چون زرتشت بيرون آمد و دين مزديسنان آورد رستم آن را منكر شد » ص 33 - 34 و باز يگانه كتابى است كه دربارهء ( آتش كركويه ) سخن رانده و داستانى در آن باره از ابو المؤيد نقل كرده و ( سرود كركويه ) را ذكر نموده است و اين معانى همه مؤيد رسالهء پهلوى ( شگفتيهاى سيستان ) و ( بندهشن ) است كه مركز عمدهء دين مزديسنى را سيستان دانسته‌اند ، و معلوم ميدارد كه تا عصر مؤلف كتاب يعنى اواسط قرن پنجم طايفهء مغان و علما و متكلمان زردشتى در سيستان بسيار بوده‌اند ، و غلبهء خوارج در آن ملك مانع از انقراض آن طايفه بوده است . ديگر از مزايا : داستان ايران بن رستم مر زبان سيستان و قصهء او با ربيع بن زياد امير عرب است ( ص 80 - 81 - 82 ) كه در هيچ تاريخى نيست ، ديگر داستانى از مهلَّب بن ابى صفره ( ص 85 - 88 ) است و سبب سالارى يافتن او كه به اين تفصيل در تواريخ به نظر حقير نرسيد . ديگر : روايتى در شعر فارسى يزيد بن مفرّغ شاعر ( آبست و نبيذست ) دارد كه اغانى و جاحظ و ديگران آن را ذكر نكرده‌اند ( ص 96 ) .

--> [ 1 ] در بندهشن يادداشتهاى مهمى راجع بسيستان هست كه اشارات جسته گريخته‌اى از آن در اين كتاب ديده مىشود ( ص 17 حاشيه 1 ) و نيز كتابى است به زبان و خط پهلوى موسوم به « افديه و سهيگيه سگستان » كه دو سه صفحه بيش نيست و در آن هم اشاراتى در فضايل سيستان موجود مىباشد ( متون پهلوى چاپ بمبئى ص 25 - 26 )