مؤلف مجهول

294

تاريخ سيستان

مغلَّظه اندر ميان كردند ، و معدل از شارستان فرود آمد نزديك حسين بن على روز پنجشنبه يك شب گذشته از ذى الحجّه سنهء ثمان و تسعين و مائتين ، و سيمجور بر شارستان بر شد ، و درهاء شارستان بر كندند ، و باره را رخنه كردند ، و چوب از [ 1 ] منجنيقها بسوختند ، و پيش ازين به دو ماه عهد سيستان احمد بن اسماعيل ، سيمجور [ 2 ] را داده بود و كار سيستان در گذشت . منقطع گشتن ولايت سيستان از آل يعقوب و عمرو و خطبه كردن بر آل سامان روز آدينه دويم ذى الحجّه سنهء ثمان و تسعين و مائتين . پس سيمجور به امارت بنشست ، و احمد بن اسماعيل از بست برفت و بسيستان نيامد ، و نامه كرد نزديك حسين ابن على المرورودى كه باز گرد و معدل بن على را با خويش بيار بهرى ، و احمد ابن اسماعيل محمد بن على را با خويشتن از بست بهرى برد ، پس احمد بن اسماعيل معدل بن على را از هرى ببخارا فرستاد و كسهاء او را بيستگانى كرد و او را خاصه هر ماه سه هزار درم فرمود ، تا اين بود نامهء امير المؤمنين مقتدر آمد سوى احمد بن اسماعيل كه محمّد بن على را بفرست . پس محمّد بن على را ببغداد فرستاد ، باز احمد بن اسماعيل عمل سيستان بو صالح منصور بن اسحاق را داد پسر [ 3 ] عم خويش را ، و اندر آمد بو صالح روز پنجشنبه دوازده روز گذشته از ربيع الأول سنهء تسع و تسعين و مائتين .

--> [ 1 ] ظاهرا « آن » . [ 2 ] و هو سيمجور الدّواتى والد آل سيمجور ولاة خراسان المشهورين . [ 3 ] در اصل « بس عمّ » و اين ابو صالح منصور بن اسحاق بن احمد بن اسد سامانى است و پدرش اسحق در اوايل امارت نصر بن احمد ( 301 ) در سمرقند بيعت بنام خود گرفت و اين ابو صالح در نيشابور خروج كرد و بعضى از شهرهاى خراسان بگرفت - و لفظ ( پس ) بمعنى پسر در قديم استعمال شده ولى خيلى نادر آن هم در اشعار ( دقيقى در شاهنامه ) و در نثر ديده نشد و ظاهرا اينجا تصحيف شده است .