مؤلف مجهول

مقدمه 29

تاريخ سيستان

خراسان چون بخارا و نشابور و غزنين پيدا آمده است تنوّع و تنوّق ندارد و گويا اين امر مربوط بلهجهء محلَّى باشد . و ديگر در فعل ( خوانند ) تركيب عجيبى روا داشته كه ظاهرا از بقية الباقيهء فارسى قديم بوده است چنين كه هر گاه بخواهد نام محلى يا قبيلهء را باز نمايد در حالى كه آن محل يا قبيله متعلق بفعل آن جمله باشد از روابطى كه بعدها معمول به است صرف نظر مىكند ، مثلا مىخواهد بگويد كه : « در عقب ايشان رفتند تا جائى كه آن را مختاران خوانند » گويد : « و پس ايشان بشدند تا بمختاران خوانند » ص 362 و در ترجمهء طبرى و عبارات پهلوى هم عينا اين قاعده موجود است ليكن نظاير آن در ساير كتب و در اشعار بسيار نادر است ، مثال از نثر پهلوى : « اندر گرگان شهرستان دهستان خوانند نرسيه اشكانان كرد » متون پهلوى چاپ بمبى ص 20 فقره 17 . و اگر بنا باشد همهء اختصاصات صرفى و نحوى و لغوى كه درين كتابست با استقصاى كامل شرح داده شود خود دفترى جدا موجود خواهد شد و مراد ما در اينجا تنها اشارتى بود . 5 - نمونهء از تكرار افعال : در طرز جمله بندى تنها يك مطلب گفته مىشود و آن تكرار يك فعل است در پايان چند جملهء متوالى - چنان كه افعال ( كرد ) يا ( بود ) را گاهى تا چهار و پنج مرتبه مكرر كرده است و حال آنكه از بعد از مغول كه تصنّع و تكلَّف در نثر بوجود آمد اين قسمت يعنى تكرار يك فعل در پايان چند جملهء متوالى نيز باستعمال افعال مترادفه بدل گرديد ، و استعمالهاى مجازى افعال از قبيل : نمود ، بود ، شد ، گشت ، گرديد و غيره كه بالاخره وضع ناگوار امروز را پيدا كرده است در نتيجهء تصنّع مذكور موجود گشت . اتفاقا در نثر قديم پهلوى و نثر بلعمى و ساير نويسندگان قرون سوم و چهارم و پنجم هجرى تكرار افعال در پايان جملها بدين نحو رسم بوده است و خود اين تكرار افعال در ختم جملات دليلى ديگر بر كهنگى تحرير اين كتابست . 6 - خلاف قاعده هاى اين كتاب : چيزى ديگر كه ذكر آن لازمست بعضى اغلاط يا قواعد غير معمول كتابتى است