مؤلف مجهول

288

تاريخ سيستان

و برفت روز چهار شنبه نيمهء جمادى الآخر سنة سبع و تسعين و مائتين با هفت هزار سوار ، و محمّد بن على را برادر خويش را بر سيستان خليفت كرد ، چون ببم [ 1 ] برسيد سپاه عبد الله بن محمد القتال همه بنزديك او آمدند ، و عبد الله بن محمّد خود بنفس خويش زى سبكرى ، شد و او والى بم بود از دست سبكرى . ليث على يازده روز به بم بود و ز آنجا بجناب [ 2 ] شد و سبكرى لشگرگاه برنده [ 3 ] آورد و ليث از جناب برنده [ 3 ] شد و هر دو برابر افتادند روز شنبه هفت روز گذشته از شعبان و روز دوشنبه حرب كردند و حربى سخت بود ، و سبكرى بهزيمت شد و ليث على باصطخر شد روز يكشنبه سيزده روز گذشته از رمضان و پسر ليث آنجا بقلعهء محمد بن و اصل بازداشته بود ، كوتوال پسرش را نزديك ليث فرستاد و ليث از آنجا بشيراز شد پنج روز مانده از ماه رمضان و لشگر آراسته كرد نزديك آسيا [ ء ] محمد بن اللَّيث ، و ديوان بنهاد و مالها و خراج جبايت كرد ، و معدل را برادر خويش را بنو بند جان [ 4 ] فرستاد ، وزير مقتدر آنگاه على بن محد الفرات بود ، ليث زى وزير نامه كرد كه من بطلب ولايت نيامدم اما بطلب سبكرى آمدم ، وزير نامه جواب كرد كه سبكرى بندهء شماست اما ولايت سلطان خراب كردن نشايد تا تو بطلب بندهء خويش آئى ، ليث از شيراز برفت روز شنبه شش روز گذشته از شوال و محمد زهير را آنجا خليفت كرد و ز آنجا به مرجان [ 5 ] شد روز پنجشنبه پنج روز باقى از شوّال ، و مونس خادم آنجا بود با سپاهى بزرگ زان مقتدر و سبكرى با او يكى گشته بود ، و بدر الصغير بسپاهان بود و نامهء مقتدر زى بدر رسيده بود كه بشيراز رو ، خبر زى ليث على رسيد ، احمد بن سمن را بمدد محمّد بن زهير فرستاد بشيراز ، و نامه پيوسته گشت بميان ليث و مونس ، و بدر باصطخر آمد ، و محمد بن زهير بحرب او بيرون

--> [ 1 ] در اصل ( بهم ) . [ 2 ] اصطخرى « خنّاب » ضبط كرده و گويد بين خنّاب و سيرجان سه مرحله و بين خنّاب و بم چهار مرحله است و غالب اين مراحل خفيف است ( چاپ ليدن ص 169 - 168 ) . [ 3 ] در اول بى نقطه و در ثانى « رنده ؟ - رنذه ؟ » ضبط كرده است ( ؟ ) [ 4 ] نو بند جان مركز كورهء شاپور بوده و كازرون هم از آن كوره است ( ابن خرداد ص 45 ) . [ 5 ] كذا و ظاهرا همان « بر جان » است كه در حواشى قبل گذشت .