مؤلف مجهول
261
تاريخ سيستان
بر دست من باشد ، اكنون فرمان او نگاه دارم و ترا بر راه سيستان بفرستم با سى سوار ، جهد كن تا كسى بيايد و ترا بستاند ، تا مرا عذر باشد و تا زيان ندارد ، پس او را بر دست اسناش [ 1 ] خادم بفرستاد و بيامد سى روز بنه [ 2 ] ببود و هيچكس اندر همه خراسان و سيستان نگفت كه عمرو خود هست . آخر اشناس خادم گفت اى امير ، در همه عالم كسى ترا خواستار نيست ؟ گفت اى استاد ! من بر سر پادشاهان چون استاد بودم بر سر كودكان چون كودكان از دست استاد رها يابند ، كى خواهند كه باز آنجا بايد نشست ، پس او را ببغداد برد و عمرو معتضد را اندر هديها اشترى دو كوهان فرستاده بود ، چند [ 3 ] ماده پيلى بزرگ ، عمرو را در آن روز بر [ آن ] اشتر در بغداد بردند ، عبد الله بن المعتز عمرو را
--> [ 1 ] در اينجا « اسناش » با سين مهمله نوشته و در سطور بعد « اشناس » با شين معجمه ضبط شده است و در وفيات الاعيان لابن خلكان چاپ مصر هم اشناس با شين معجمه آمده ( ج 2 ص 479 ) و گرديزى با سين مهمله ضبط كرده ( زين الاخبار چاپ برلن ص 19 ) ابن خلكان از قول سلَّامى كه تاريخ ولات خراسان را جمع كرده ميگويد كه اسماعيل بن احمد عمرو ليث را گرفت و او را بسمرقند فرستاد درين وقت از طرف معتضد عبد الله بن الفتح با عهد خراسان و تاج و لواء و خلعتها نزد اسماعيل آمد و اشناس با وى بود براى بردن عمرو ليث ببغداد ، و اسماعيل عمرو را بوى تسليم كرد و اشناس او را به بغداد برد و اين در سنه ثمان و ثمانين و مأتين بود ، و باز ابن خلكان در ذيل اين روايت از قول ابن ابى طاهر آورده است كه وقتى اسماعيل عمرو را بفرستاد كان خليفه سپرد او را مقيد كردند و يكى از اصحاب اسماعيل با تيغ كشيده پهلوى عمرو به راه افتاد و او را گفت كه هر گاه براى خلاص تو حركتى از كسى مشاهده شود گردنت را زده سرت را بسوى آنان اندازيم و بدين سبب كسى جنبشى نكرد تا عمرو وارد نهروان شد . . الخ ( ص 480 ) و در زين الاخبار هم خبر آمدن عبد الله بن الفتح و اسناس بسمرقند و آوردن عهد ولوا و بردن عمرو را مطابق روايت فوق ضبط كردهاند ( ص 19 ) و روايات فوق خاصه روايت ابن ابى طاهر كه ابن خلكان نقل كرده است با خبر اين كتاب و مواضعهء اسماعيل با عمرو و بيانات اشناس با عمرو ليث منافات دارد ، چه اشناس كه يكى از معاريف خدام درگاه خلافت است و ببردن عمرو ليث از نزد خليفه مأمور شده مشكل است كه زير بار مواضعهء اسماعيل و عمرو در استخلاص وى و فرار از بين راه برود تا چه رسد كه خود اشناس هم با اين مواضعه بصورة همراه باشد ؟ [ 2 ] نه ، از شهركهاى سيستان و بر سر حد قهستان واقع بوده و امروز هم قصبه ايست و تلگرافخانه دارد و نه و بندان در عرض يك دگر و نزديك بهماند . [ 3 ] يعنى : به قدر .