مؤلف مجهول

مقدمه 25

تاريخ سيستان

و گاه جمعهاى عربى را جمع فارسى نيز ميبندد ، چون : عجايبها و كتبها و ملوكان و غيره - و گاه اسامى ذوى العقول را با ( ها ) كه علامت جمع غير ذى روح است ، جمع بندى مىكند ، چون : ( كسها ) و گاه كلمات عربى را به فارسى جمع ميبندد چون : ملكان - حرّتان - جدّان - حرميان - حرّان - رسولان - نقيبان و امثال اين - و گاه اسامى معنى فارسى را بالف و نون جمع بسته چون : نزديكان - سوگندان . و گاه ضمير جمع مخاطب ( ايد ) را منفصل آورده چون : « بد گروهىايد » توضيح آنكه ضماير اخبارى مزبور در اصل پهلوى هم منفصل است و به صورت ( هوهم - هوهى - هوهت - هوهيم - هوهيد - هوهند ) بافعال متصل ميشده كه امروز تنها از آنها : م - ى - د - يم - يد - ند باقيمانده است . و در موقع جمع بستن اسامى كه آخر آنها الف باشد اگر آن الف متصل بياء اصلى بوده باشد در جمع ( يا ) را مياورد چون ( خدايان ) و هر گاه لغتى ختم بالف شود و در اصل لغت يائى نباشد آن را بدون ياء جمع مىبندد چون ( بنّا آن ) و ( ناسزا آن ) ص 278 . و غالبا ( مردم ) را مفرد گرفته و ضمير آن را مفرد آورده است چون : « و آن مردم هزيمت كرد » و « مردم بسيار بر او جمع شد » و گاهى هم مفرد را در مورد احترام ضمير جمع ميدهد ، چون : « و عبد الله بسواد سيستان اندر همى گشتند » ص 133 و نوعى حرف اشاره در اين كتاب هست كه از مغول ببعد بندرت در نثر و نظم ديده مىشود و آن چنانست كه وقتى ميخواهند وصف چيزى يا كسى يا جماعتى را بطريق تخفيف و توهين يا تلطيف و تصغير ايراد نمايند آن جملهء وصفى را با كلمهء ( از اين ) ابتدا كرده و بعد يائى نكره نيز بر آن ميافزايند ، مثال : « زهير بن محمد عتيبه را سالار كرد و به بست فرستاد ، ازين گروهى متمرّدان را عتيبه نزديك خويش راه داد و قصد كرد كه نا فرمان گردد » ص 141 و چنان كه شاعر گويد : ازين مه پاره‌اى عابد فريبى * ملايك صورتى طاوس زيبى 3 - اعداد و اسماء اعداد : در اعداد هم رسم خاصى دارد كه آن هم قديمى است چنان كه پس از ذكر عدد