مؤلف مجهول
242
تاريخ سيستان
بمرو اندر بنشست ، و عمرو سوى [ بو ] طلحه نامهاء نيكو همى نبشت و اميدهاى نيكو همى كرد ، فرمان نكرد ، و بلال بن الازهر و فضل بن يوسف با سپاهى بنشابور بودند ، عمرو جمازه فرستاد كه بايد كه از پس من آئيد بمرو ، و خود بتاختن بمرو شد بحديث [ 1 ] بو طلحه و بو طلحه با سپاهى بسيار بيرون آمد و حربى صعب كردند ، و هزيمت بر بو طلحه افتاد ، پس از آن كه مقدار هفت هزار مرد از آن او كشته شد ، و بو طلحه بر باقى سپاه خويش به راه بيابان برفت ، عمرو پارهء بشد و بسيار اسير گرفت ، شب اندر آمد و بازگشت ، و فضل ابن يوسف و بلال بن الأزهر از نشابور برفتند بفرمان عمرو [ و ] رافع فرصت يافت بنشابور اندر شد ، عمر خبر او شنيد از مرو بنشابور آمد ، باز رافع بحرب بيرون آمدند [ 2 ] بيك حمله كه سپاه عمرو برآورد بهزيمت برفت رافع ، اول روز از شوال سنة احدى و سبعين و مائتين . و عمرو روزى چند بنشابور ببود ، و بسيستان بازگشت ، و روز پنجشنبه هشت روز باقى از ذى الحجّه سنة احدى و سبعين و مائتين ، بسيستان اندر آمد . و علوى ناجم [ 3 ] ببصره كشته شد اندر صفر سنة سبعين و مائتين ، و او چهارده سال و چهارده روز دعوت كرده بود آل پيغامبر را صلَّى الله عليه ، و بر دست او كشته [ شده ] بود بحربها اندرين دعوت پانصد هزار مرد از اهل تهليل ، و سپاهى انبوه برو جمع شده بودند . و اندر سنة احدى و سبعين و مائتين صاعد بن مخلد بدرگاه خليفت بد گفتن عمرو ابن الليث آغاز كرد ، و احمد بن عبد العزيز را كه سپاه سالار يعقوب بوده بود ، كرمان و پارس مسما كرد ، و عهد و منشور داد ، نصر بن احمد چون اين خبر بشنيد از پارس به كرمان آمد ، و عمرو را آگاه كرد ، عمرو على حسن درهم را با سپاهى به يارى نصر بن احمد فرستاد ، تا با احمد بن عبد العزيز حرب كنند ، تا على [ حسن ] درهم آنجا رسيد حرب كرده بودند ، نصر بن احمد هزيمت كرد و احمد بن عبد العزيز كار محكم فرو گرفت [ 4 ] و بكر بن عبد العزيز برادر وى قلعت فارس غارت كرد و آن را
--> [ 1 ] بحديث بو طلحه - يعنى در نتيجهء مذاكره و حديثى كه بين عمرو و بو طلحه رفت قصد او كرد . [ 2 ] كذا و صحيح ، بيرون آمد ، مگر اينكه چيزى از اصل در حديث جنگ افتاده باشد . [ 3 ] ناجم از نجم و طلوع است و لقب صاحب الزنج است و هو زعم انه على بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن الحسين بن على عليه السّلام ظهر فى شوال 225 . [ 4 ] در اصل « گرفتند » بود ولى سياق عبارت مىرساند كه بايستى مفرد باشد .