مؤلف مجهول

مقدمه 24

تاريخ سيستان

2 - ضماير و جمعها در ضماير و جمعها هم اختصاصاتى در اين كتاب هست كه تا حدّى تازگى دارد . منجمله گاهى ضمير جمع را مفرد آورده است مثال : « همه پيلان ابرهه را سجده كردى و آن يك پيل نكردى » ص 55 - و نيز « نامه كرد كه مردى كارى فرست با سپاهى كه خوارج اينجا بسيار گشت » ص 113 . و « چيزهائى كرد كه مردمان بخنديدى » ص 269 . و گاه ضمير نكره را معرفه آورده چون : « نادان مردمان اويست كه دوستى به روى افتعال كند » ص 106 و گاه در مورد غير ذوى العقول ضمير ذوى العقول آورده مانند : « و بدان كوشك شد كه او را همى بنا كردند و بر بام او شد و شراب خورد » ص 146 . و گاه بجاى ضمير متكلم وحده در افعال انشائى يا مطيعى ضمير مفرد مغايب آورده است و اين مكرر است چون : « و سلطان محمود سبكتكين اندر مجلس خويش اين حكايت از امير طاهر بو على برگرفتى و گفتى مرا بايستى كه او را زنده بديدى » ( ص 333 ) ديگر : « و همه روز ماكان متأسف بود كه [ كاشكى ] من طاهر را بديدى تا خدمتى كردمى » 331 و گاه بجاى ضمير متكلم مع الغير ضمير مفرد مغايب آورده چون : « گفت همه نعمتى ما را هست اما بايستى كه امير با جعفر را بديدى » ص 316 و اين نوع ضماير در اين كتاب مكرر آمده است . و گاه در جملهء از ضمير غايب يك مرتبه بضمير متكلم وحده يا مع الغير يا بالعكس التفات مينمايد چون : « حسين دانست و مردمان شارستان كه با وى طاقت نداريم صلح پيش گرفت » ص 339 و : « عمرو از هرى مال و مردمان ميفرستاد و خجستانى را هيچ خبر نبود چون دانست خجستانى كه شهر نتوانم گشاد كسهاء خويش را بويرانى نواحى فرمان داد » ص 237 و اين طريقه جز در متون پهلوى و ترجمهء بلعمى جاى ديگر به نظر حقير نرسيده است ، منجمله در كارنامه اردشير بابكان گويد : « اردوان دانست كه كنيزك من با اردشير گريخت و رفت » كارنامه طبع طهران ص 19 فقره 3 .