مؤلف مجهول
225
تاريخ سيستان
كنيم ، پس سركب [ 1 ] الكبير كه نام وى ابراهيم بن مسلم بود و ابراهيم بن الياس بن اسد و ابو بلال الخارجى و ابراهيم بن ابى حفص و احمد بن عبد الله الخجستانى [ 2 ] و عزيز [ 3 ] بن السرى ، اين همگنان ياران [ و ] گروه خويش نزديك يعقوب آمدند ، و يعقوب ايشان را بنواخت و خلعت داد و با خويشتن بسيستان آورد و فرمان داد تا سر عبد الرحيم كه او را كشته بودند خوارج ، بر گرفتند و بياوردند ، [ و ] رسولان و نامه فرستاد بنزديك معتمد كه امير المؤمنين بود و بنزديك موفق كه برادر او بود [ و ] ولى عهد ، و كنيت موفق ابو احمد [ 4 ] بود ، و بنامه اندر ياد كرد بند بر نهادن محمد بن طاهر ، و سر عبد الرحيم بفرستاد ، پس امير المؤمنين را خوش نيامد بند كردن محمد بن طاهر و آن را منكر بود ، اما سر عبد الرحيم و كشتن او قبول افتاد ، فرمان داد تا سر عبد الرحيم ببغداد بگردانيدند و منادى كردند كه : اين سر اوست كه دعوى خلافت كرد ، يعقوب بن اللَّيث او را بكشت و سر او بفرستاد باز نامها جواب كرد [ به ] نيكوئى ز آنچه چاره نداشت ، و يعقوب قوى گشته بود ، صواب استمالت كردن او ديد ، چون رسولان باز آمدند ، يعقوب قصد رفتن كرد سوى فارس روز شنبه دوازده روز باقى از شعبان ، سنة احدى و ستين و مائتين ، و از هر بن يحيى را خليفت كرد بر سيستان ، و با يعقوب بودند درين سفر على بن الحسين بن قريش و احمد بن العباس بن هاشم و محمد بن طاهر [ 5 ] ، چون
--> [ 1 ] در تواريخ معتبره از قبيل طبرى چاپ فرنگ و ابن اثير اين شخص و طايفه او را بنو شركب بضم شين معجمه و فتح كاف آوردهاند ابن اثير گويد : « بنو شركب سه برادر بودند ابراهيم ، ابو حفص يعمر و ابو طلحه منصور پسران مسلم و بزرگترين ابراهيم بود الخ . . . » ( كامل ج 7 ص 97 ) . تاريخ بيهق خطى تصحيح آقاى بهمن يار صفحه 88 هم نام ابو طلحه سركب را ذكر كرده است . [ 2 ] اين احمد بن عبد الله خجستانى مطابق روايت نظامى عروضى سمرقندى از خربندگى بمقام امارت خراسان رسيد . و خجستان در كوهستان هرات از اعمال باد غيس است . ( چهار مقاله چاپ ليدن ص 36 ) [ 3 ] كذا . . . طبرى : عزيز بتصغير ( رك ص 220 - ح 1 ) . [ 4 ] اصل : امير احمد . [ 5 ] خبر همراه بودن محمد بن طاهر در اين سفر با يعقوب ، با روايتى كه در صفحهء 221 اين تاريخ گفت متباين است .