مؤلف مجهول
216
تاريخ سيستان
و نام او احمد بن جعفر بود ، اندر رجب سنة ست و خمسين و مائتين ، و معتمد محمد بن عبد الله بن طاهر را بر خراسان بداشت ، و عهد سيستان نيز او را داد ، و يعقوب سوى كرمان برفت چنان كه ياد كرديم ، و حمدان بن عبد الله مرزبان را خليفت كرد ، و سپاه سالارى فضل بن يوسف را داد و ابراهيم بن داود البمى را نماز و خطبه ، و بيت المال اسماعيل بن ابراهيم را ، چون يعقوب بكرمان رسيد محمد بن و اصل پذيرهء او آمد با سپاه خويش بطاعت و فرمان بردارى و هديها و مالهاء بسيار پيش يعقوب آورد ، و يعقوب پارس او را داد و رسولى فرستاد سوى معتمد با هديها و پنجاه بت زرين و سيمين كه از كابل آورده بود سوى معتمد فرستاد كه بمكّه فرستد تا بحرم مكّه به راه مردمان فرو برند رغم كفّار را ، و بپارس اندر شد روز چهار شنبه چهار روز گذشته از محرم سنة ثمان و خمسين و مائتين . چون هديها و بتان بمعتمد رسيد شاد شد بغايت [ و ] برادر خويش ابو احمد الموفق [ را ] كه نام وى طلحه بود [ و ] ولىّ عهد معتمد بود به رسولى سوى يعقوب فرستاد ، و اسماعيل بن اسحق القاضى را و ابا سعيد الانصارى را و عهد و منشور و لوا فرستاد بولايت بلخ و تخارستان و پارس و كرمان و سجستان و سند ، يعقوب بدان شاد شد و ايشان را بنواخت و خلعتها و هديه هاء نيكو بداد و به خوبى باز گردانيد و خود بسيستان باز آمد و روزگارى ببود و سوى كابل بيرون رفت مقصود پسر زنبيل ، روز شنبه پنج روز مانده از ربيع الاول سنة ثمان و خمسين و مائتين ، چون بز ابلستان برسيد ، پسر يعقوب [ 1 ] بقلعهء ناى لامان بر شد و حصار گرفت ، و يعقوب آنجا بايستاد و حرب پيوسته كرد تا او را آنجا [ 2 ] فرود آورد و بند برنهاد ، و بر راه با ميان ببلخ شد و بلخ داود بن العباس [ 3 ] داشت ، و چون خبر يعقوب بشنيد بگريخت ، و مردمان بلخ و
--> [ 1 ] كذا . . . و الظاهر « پسر زنبيل » . [ 2 ] در اصل « او را آنجا فرود آورد » بوده و صحيح بوده و بعدها كسى آن را اصلاح كرده و حرف « ز » بر آن افزوده « ازنجا » كردهاند و ما اصل را ضبط كرديم . [ 3 ] گرديزى گويد : « سوى بلخ رفت و باميان بگرفت اندر سنهء ست و خمسين و مائتين و نوشاد بلخ را ويران كرد و بناهايى كه داود بن العباس بن هاشم بن ماهجور كرده بود همه را ويران كرد ( زين الاخبار چاپ برلن ص 11 ) .