مؤلف مجهول
160
تاريخ سيستان
خراسان شد چون دانست كه اينجا هنوز بر آن گروه برنيايد [ 1 ] ، و عيسى بن على بر اثرى وى با سپاه برفت روز پنجشنبه سيزده روز گذشته از شوّال سنهء ثمان و ثمانين و مائه ، و اندرين ميان عيسى اينجا دوازده روز بود ، و حمزه بنشابور شد و عيسى بر اثر او ، و بدر نيشابور فراهم رسيدند و حربى صعب كردند و حمزه بازگشت بسيستان آمد و عيسى بنشابور نزديك پدر ببود ، و على بن عيسى سيستان حضين بن محمد القوسى را داد و عهد فرستاد و نامه ، و حضين بروستاء قوس [ 2 ] بود سوى پسر نامه كرد تا شهر فرو گرفت ، و اندر عقب ، خود به شهر اندر آمد روز سه شنبه عشرة ذى القعده سنهء تسع و ثمانين و مائه ، و كار قصبه نظام گرفت و مردمان آرام گرفتند با او ، و زلزله آمد بسيستان اندر محرّم شش روز گذشته از آن سنهء تسعين و مائه ، و على بن عيسى نامه كرد سوى امير المؤمنين هرون الرشيد و آگاه كرد كه مردى از خوارج سيستان بر خاستست و بخراسان و كرمان تاختنها همى كند و همه عمّال اين سه ناحيت را بكشت و دخل بر خاست و يكدرم و يك حبّه از خراسان و سيستان و كرمان بدست نمىآيد ، پس رشيد بيعت كرد مأمون [ 3 ] پسر خويش را بر همه ولايت مسلمانى اندر سنهء ثمان و ثمانين و مائه [ 4 ] ، و خود بنفس خويش رشيد بيامد تارى كه بخراسان آيد بحرب حمزه ، كه او را شوكت و قوّت شد و سى هزار سوار با او جمع شد پانصدگان ، پانصدگان [ كه ] بناحيتها همى فرستاد [ ى ] و به هيچ جاى يك روز بيش مقام نكردى . باز برى خبر رسيد كه از روم سپاه بيرون آمد ، زانجا باز گشت و ببغداد شد ، و حضين ابن محمّد القوسى بسيستان فرمان يافت اندر سنهء ست و تسعين و مائه و ديوانها بسوختند و خراجها كم و بيش كردند ، پس رشيد على بن عيسى را عزل كرد از خراسان و فرمان
--> [ 1 ] با كس بر آمدن و بر نيامدن ، بمعنى هم زور كسى بودن و نبودن و توانائى داشتن و نداشتن است و در نظم و نثر قديم متداول بوده است و بر ( آن گروه بر نيايد ) در اينجا يعنى از عهدهء شكستن و بر انداختن آن قوم بر نتواند آمد . [ 2 ] قوس بضم قاف بر وزن طوس از رساتيق سيستان بوده است . [ 3 ] كامل 6 ص 53 حوادث 182 : و فى هذه السنه بايع الرشيد بعبد الله المأمون بولاية العهد بعد الأمين و ولاة خراسان و ما يتصل بها الى همدان و لقبه المأمون . . و در حوادث 186 گويد : رشيد و پسران به حج رفتند و شهادتنامهء ولات عهد خود را در آنجا سجل كرد و نسختى در كعبه نهاد . [ 4 ] درين سال در تواريخ اشارهء به اين معانى نيست .