مؤلف مجهول
154
تاريخ سيستان
شد [ 1 ] ، و داود بسيستان باز آمد ، باز رشيد فضل بن يحيى را خراسان داد و سيستان ، و فضل ، يزيد بن جرير را بسيستان فرستاد . آمدن يزيد بن جرير بسيستان روز پنج شنبه دوازده روز مانده از جمادى الآخر سنهء ثمان و سبعين و مائه بسيستان اندر آمد و ديرگاه ببود كه فضل [ 2 ] او را صرف [ 3 ] كرد ، و ابراهيم بن جبريل را ولايت داد بر سيستان ، و ابراهيم [ 4 ] ، بسام بن زياد را اينجا فرستاد و بسام اندر آمد روز دوشنبه سه روز گذشته از صفر سنهء تسع و سبعين و ابراهيم بنفس خويش بر اثر بسام بيامد روز شنبه اندر ربيع الأوّل سنهء تسع و سبعين و مائه و ديرگاه ببود باز به بست شد و [ ز ] آنجا بر خد شد و با تركان حرب كرد و ظفر يافت وز آنجا بكابل شد و غزا كرد و غنايم بسيار بيافت و زانجا به سيستان آمد ، پس بسيستان عمر بن مروان الخارجى برو بيرون آمد و بسيارى برو جمع شده از خوارج ، [ و ] ابراهيم بن جبريل با
--> [ 1 ] كامل 6 ص 41 : « حصين الخارجى پس از شكستن سپاه سيستان بخراسان رفت و قصد پوشنج و هراة و بادغيس كرد و هرون الرشيد خالد الغطريف بن عطا ( والى خراسان ) را نامه نوشت بطلب حصين ، و او داود بن يزيد را با دوازده هزار سپاه بحرب حصين گسيل كرد و حصين با ششصد مرد آن لشكر را هزيمت نمود و خلقى بسيار از ايشان بكشت ، پس بخراسان اندر همى گشت تا در سنه سبع و سبعين و مائه بقتل رسيد . . . » و ولايت خالد غطريف نيز از اين تاريخ فوت شده است . [ 2 ] مراد فضل بن يحيى است . . . كامل در حوادث سنه 177 و قبل از آن آورده كه : « در سنه 171 فضل بن سليمان از خراسان بعراق آمد و رشيد جعفر بن محمد اشعث را بخراسان فرستاد و باز در سنه 173 جعفر را طلبيده و عباس بن جعفر را خراسان داد و باز در 175 عباس را عزل كرد و خالد - الغطريف را فرستاد و معلوم نيست چه وقت غطريف را عزل و حمزة بن مالك را بخراسان فرستاد و در 177 باز حمزه را معزول و فضل بن يحيى البرمكى را والى خراسان كرده و سيستان را هم ضميمهء ولايت او نمود » 6 ص 47 . و بعضى از ين ولات درين تاريخ نامبرده نشده است . [ 3 ] صرف كرد ، يعنى معزول كرد . [ 4 ] در اصل « ابراهيم بن بسام » بوده .