مؤلف مجهول

152

تاريخ سيستان

كردند ، آخر كثير بگريخت از سيستان و ببغداد شد ، ده روز مانده بود از جمادى الاولى سنهء سبعين و مائه ، پس هرون الرشيد عهد سيستان و خراسان سوى فضل بن سليمان فرستاد ، و فضل بن سليمان ، اصرم بن عبد الحميد [ را ] سيستان داد ، و اصرم حميد ابن عبد الحميد را برادر خويش را بخلافت خويش بسيستان فرستاد ، و اندر آمد روز آدينه هفت روز مانده از جميد الأولى سنهء سبعين و مائه ، پس از آن بسه روز كه كثير ابن سالم ببغداد شد . باز اصرم بن عبد الحميد بر اثر برادر بيامد و روزگارى اينجا بسيستان بود و نيكوئى كرد ، تا باز رشيد عبد الله بن حميد را از جهت خويش بسيستان فرستاد . آمدن عبد الله بن حميد بسيستان اول عاملى كه از خاص هرون الرشيد بسيستان آمد عبد الله بن حميد بود ، اندر آمد هشت روز گذشته از رجب سنهء احدى و سبعين و مايه و عبد الله بن عون را خليفت خويش كرد و اينجا روزگارى ببود ، باز رشيد او را عزل كرد و عثمان بن عمارة بن خزيمة المزنى [ 1 ] [ را ] بسيستان فرستاد و عثمان از پيش آمدن ، سوى شبيب بر [ 2 ] عبيد الله نامه كرد و او را خليفت كرد و شبيب مردمان را استمالت كرد و شهر را آرام داد و عبيد الله [ 3 ] حميد باز گشت سوى عراق ، و عثمان بن عماره بنفس خويش بسيستان آمد روز آدينه هفت روز مانده از جمادى الاولى سنهء اثنى و سبعين [ 4 ] و مائه ، و بدر پارس اندر آمد و بشر بن فرقد [ 5 ] را اندران روز بكشت ، چون به شهر اندر آمد مردمان را آرام داد ، و سبب كشتن بشر آن بود كه بر زبانها رفته شده بود كه فتنه بسيستان بشر فرقد همى افكند ، باز پسر خويش را صدقة بن عثمان را با سپاهى به بست فرستاد و مطرف بن سمرة القاضى را [ و ] گروهى غازيان با او بفرستاد تا بر خد شدند و آنجا تركان جمع شده بودند با ايشان

--> [ 1 ] اصل : حزيمة المرنى . [ 2 ] كذا . . . و ظاهرا ، شبيب بن عبيد الله . [ 3 ] قبلا اين شخص را عبد الله نوشته است . [ 4 ] اصل : اربعين . [ 5 ] بشر بن فرقد نامى هم از اجداد خانوادهء صفاريان بوده است .