مؤلف مجهول

150

تاريخ سيستان

فيّاض را با سپاهى ببست فرستاد و مطيع بن زياد اللَّخمى را بخليفتى پسر بنشاند ، باز مهدى ، زهير بن محمد الأزدى را بسيستان فرستاد و فرمان داد يزيد مزيد را كه از سيستان برو . آمدن زهير بن محمد الأزدى به سيستان و زهير بن محمد الازدى بسيستان آمد اندر سنهء احدى و ستين و مائه و يزيد بن مزيد برفت و زهير بامارت بنشست و با مردمان نيكوئى كرد هشت سال تا آنگاهى كه مهدى فرمان يافت بدهى كه آن را سرير [ 1 ] گويند از ماسذان [ 2 ] شب پنج شنبه هشت روز مانده از محرم سنه تسع و ستين و مائه ، و چهل و سه ساله بود كه فرمان يافت ، ولايت او ده سال و يك ماه و چهارده روز بود و پسر خويش را هادى را خليفت كرد . ( نشستن هادى بخلافت در سنه تسع و ستين [ و ] مايه ) و نام وى موسى بن محمد بن عبد الله بن محمد بن عبد الله بن عباس ابن عبد المطلب بود ، و پدر ، او را ببغداد بيعت ستد [ 3 ] [ و ] ولى عهد كرد و موسى آن روز بجرجان بود ، هادى فضل بن سليمان را خراسان داد و باقى سيستان تميم بن سعيد

--> [ 1 ] مسعودى نام اين قريه را ( زرين ) ذكر كرده است و زرين و سرير در معجم به نظر نرسيد ولى پيداست كه هر دو از يك ريشه‌اند . ياقوت قبر مهدى را در ( رذّ ) از قراء ما سبذان ضبط كرده . [ 2 ] كذا . . . و كليه مورخين عرب اين قريه را ( ماسبذان ) نويسند ، ياقوت گويد : ما سبذان بفتح سين و باء موحده و ذال معجمه و آخر آن نون : اصل آن ( ماه سبذان ) است منسوب به ماه . ابى الفدا در تقويم البلدان گويد : كه ما سبذان و سيروان يكى است و اين شهريست قديمى از بلاد جبال كه بين كوهستان واقع شده و از ين حيث شبيه به مكه است و بين آن و صيمره دو منزل است و نيز گويد ما سبذان از كورهء سيروان است . ياقوت گويد : از ما سبذان به ( رذ ) چند فرسنگ است و قبر مهدى عباسى در ( رذ ) است و اكنون بيش از آثار محو شده‌اى از آن قبر بر جا نمانده است و خلاصه ما سبذان آن روزه جزء پشت كوه لرستان ( عيلام ) حاليه و ( حسين آباد ) سابق است . [ 3 ] اصل : شد