مؤلف مجهول
148
تاريخ سيستان
ثلث و خمسين و مائه ، و حراح [ 1 ] بن زياد بن همام با او يك جا ، و تميم عمر را صحبت بوده بود با منصور كه اندر راه حج عديل [ 2 ] او بوده بود ، پس يزيد مزيد را بند كرد و محبوس كرد ، يزيد حيلت كرد تا بگريخت و ببغداد شد و يك چند ببغداد متوارى بود ، تا روزى بجسر خواست كه بگذرد جماعتى از خوارج سيستان پذيرهء او باز خوردند و او را بشناختند و با او حرب كردند و او با ايشان ، آخر گروهى بزرگ از آن قوم بكشت و آن روز باز كار بزرگ گشت ، و باز او را بخراسان فرستادند ، و اندر ولايت تميم بن عمر بسيستان خوارج بسيار جمع شد و قوى گشتند و حضين بن محمد را روز عاشورا اندر محرم سنهء ست و خمسين و مائه بكشتند ، و خبر بمهدى رسيد و تميم بن عمر را باز هراة فرستاد ، و عبيد الله بن العلا [ 3 ] را باز عهد سيستان فرستاد ، و عهد اينجا رسيد اندر رمضان سنهء ثمان و خمسين و مائه [ 4 ] و بو جعفر منصور فرمان يافت روز سه شنبه پيش از ترويه به روزى ، بر چاه ميمون به مكه سنهء ثمان و خمسين و مائه ، شست و سه ساله بود و بيست و دو سال ، كم دو روز ، خليفت بود ، و اقامت حج پس از وفات او اندرين سال ابراهيم بن يحيى [ بن ] محمد كرد . ( نشستن مهدى [ بن ] منصور به خلافت ) روز سه شنبه در ذي الحجه سنه ثمان و خمسين و مائه كنيت او ابو عبد الله بود و نام وى محمّد بن عبد الله بن محمّد بن على بن
--> [ 1 ] همچنين بىنقطه . . . و ظاهرا ( جرّاح ) . [ 2 ] العديل ، النظير و المثل . المعادل في المحل و المركب ج عدلا ( المنجد ) . [ 3 ] در فهرست يعقوبى : عبيد الله بن العلاء من بنى بكر بن وائل . [ 4 ] در اينجا فهرست ولات سجستان كه يعقوبى نوشته است تمام مىشود و چنين ميگويد : « فمات ابو جعفر و هو ( يعنى عبيد الله بن العلا ) عليها ، ثم صارت مضمومة الى عمال خراسان يولونها رجلا من قبلهم و ذلك ان الشراة غلبت عليها و كثرت عليها ، و خراج سجستان عشرة آلاف الف درهم يفرق فى جيوشها و شحنتها و ثغورها انتهى ( البلدان يعقوبى ص 286 ضميمهء اعلاق النفيسهء ابن رسته چاپ ليدن ) .