مؤلف مجهول
141
تاريخ سيستان
فرود آمد ، پس ميان سليمان و هنادى السّرى حرب افتاد ، مردم شهر با هناد يكى شد كه اوى عهد و لواء منصور داشت ، پس هناد سليمان را بند بر نهاد ، باز منصور ولايت سيستان زهير بن محمد الأزدى را داد ، اندر آخر سنهء احدى و اربعين و مائه . آمدن زهير بن محمد الأزدى در سيستان و زهير به سيستان آمد و هناد گفت ترا اندر قصبه نگذارم و حرب كردند و هنادى السّرى كشته شد و زهير بنشست و بر سليمان بندى دگر بر نهاد و او را استوار كرد و شجاع بن عطا را با سپاهى بزرگ بسند فرستاد ، آنجا غزات كردند و مال بسيار و پيلان بيافتند ، باز آمدند و با زهير خلاف آوردند ، و زهير با ايشان حرب كرد ، آخر اندر حصار شد و زياد بن همام الراسبى با زهير مردى كارى بود ، و اين حصار اندر ذى الحجه سنهء ثلث و اربعين و مائه بود ، و شجاع بن عطا سواد و قصبه بگرفت ، تا باز زياد بن همام آن مخالفت بصلاح باز آورد و زهير از حصار بيرون آمد و شجاع بن عطا و آن گروه بفرمان او اندر آمدند اندر محرّم سنهء اربع و اربعين و مائه ، باز سپاه آراسته كرد و عتيبة بن موسى را سالار كرد و به بست فرستاد ، ازين گروهى متمرّدان را عتيبة ابن موسى را [ 1 ] بنزديك خويش راه داد و قصد كرد كه نا فرمان [ 2 ] گردد . و خبر سوى زهير رسيد ، عبيد الله بن العلا را بر سيستان خليفت كرد و خود برفت سوى بست ، چون بنزديك بست رسيد عتيبه بن موسى سر خويش گرفت و برفت ، زهير بمناقله [ 3 ] بتاخت و ميان رخد و بست اندرو رسيد و آنجا حربى صعب كردند و عتيبه كشته شد و زهير سر او سوى منصور فرستاد و بكر بن ابان با عتيبه بود او را نكشت [ 4 ] و بند كرد ، باز نامهء منصور
--> [ 1 ] ظاهرا اين راء زايد باشد ، مراد آنكه : عتيبه ازين مردم متمرد گروهى را دور خود جمع كرد . [ 2 ] اصل : تا فرمان . و بمناسبت ( تا ) لفظ ( روا ) بعد از فرمان روى خط بعدها الحاق شده ولى ظاهرا ( نا فرمان گردد ) درست باشد و الحاق روا بىمورد است . [ 3 ] ناقل الفرى ، ابرع فى نقل القوائم ( المنجد ) . [ 4 ] در اصل ( بكشت ) بود . ( روايت اين سه فصل در تاريخى به نظر نرسيد )