مؤلف مجهول
134
تاريخ سيستان
[ ابن ] الوليد كار خويش سست گونه ديد خود را خلع كرد و او را مخلوع [ 1 ] نام كردند و بيعت كردند مروان بن محمد را . ( نشستن مروان بن محمد بخلافت اندر سنهء سبع و عشرين و مائه ) كنيت اوى ابا عبد الملك بود و او را لقب مروان الحمار گفتند و بروزگار او بخراسان و سيستان و عراقين فتنه بزرگ شد و به همه جاى ، و بو مسلم عبد الرحمن ابن مسلم پديد آمد و دعوت رضا از آل رسول عليه السّلم او كرد پيشترين كسى [ 2 ] ، و از هر لونى مردمان بر كنار بيابان [ 3 ] ، و چون جمع او بسيار شد بمرو اندر آمد [ و ] با نصر ابن سيار حرب كرد و نصر بن سيار را هزيمت داد ، و نصر بعراق شد تا بساوه برسيد آنجا اجل رسيد او را و فرمان يافت ، باز بو مسلم قحطبة بن شيب [ 4 ] الطائى را با سپاه بسيار بعراق فرستاد و مالك بن الهيثم را با سى هزار مرد بسيستان فرستاد . آمدن مالك بسيستان و هيثم بن عبد الله از جهت مروان بن محمّد بن مروان بن الحكم بسيستان آمده بود با هزار سوار از شام [ 5 ] ، چون مالك از جهت بو مسلم اينجا آمد بدر شهر فرود آمد و مردمان شهر را گفت هيثم بن عبد الله را با آن سپاه كه با اوست بر دست من
--> [ 1 ] اصل : نحلوع . . [ 2 ] اين عبارت مربوط بجملهء قبل است نه بجملهء بعد ، يعنى پيشترين كسى كه برضا از آل رسول دعوت كرد او بود . و دعوت كردن برضا از آل رسول يعنى : دعوت مىكند مردم را و آنها بيعت ميكنند با صاحب دعوة كه بعد از غلبه بر دشمنان هر كس را كه عموم شيعيان رضا باشند بخلافت نصب نمايند . [ 3 ] اينجا بايد چيزى افتاده باشد مانند : ( . . . بر كنار بيابان بر او جمع شد ) و مراد بيابان مرو است . [ 4 ] كذا . . . و صحيح : قحطبة بن شبيب و هو قحطبة بن شبيب بن خالد بن معدان الطائى يكى از دوازده تن نقيبان بنى عباس بخراسان بود . [ 5 ] ذكر اين شخص در تواريخ نيست .