مؤلف مجهول
125
تاريخ سيستان
فرستاد ، و يزيد مهلَّب اندر صفر اين سال كشته شد ، و سرى بن عبد الله [ 1 ] روزگارى بسيستان بود ، باز حكم بن عبد الله را بسيستان فرستاد عمر بن هبيره ، بر نماز و حرب ، و قعقاع بن سويد را بر مال و خراج با [ ز ] دير بر نيامد تا نماز و حرب و مال و خراج همه بقعقاع مفوض كرده شد ، و آن در آخر سنهء اربع و مايه بود ، قعقاع شراب خوردى و مجلس لهو داشت و پيشترين كسى بسيستان رود طعام [ 2 ] او كند ، پيش از آن بكندن حاجت نيامدى ، و قعقاع هميشه والى سيستان بود ، تا بمرد يزيد بن عبد الملك بحوران [ 3 ] ، روز آدينه پنج روز مانده از شعبان سنهء خمس و مايه ، بيست و هفت ساله ، و چهار سال و يك ماه خلافت راند ، و گروهى گويند كه او به بلقا مرد بشام ، و گروهى گويند بسواد اردن مرد ، و هم اندر آن روز هشام عبد الملك را بيعت كردند . ( نشستن هشام عبد الملك بخلافت ) روز آدينه پنج روز مانده از شعبان سنه خمس و مايه و كنيت هشام ابو الوليد [ بود ] ، و هشام اول سنهء ست و مايه عمر بن هبيره را معزول كرد از خراسان و سيستان ، و خالد بن عبد الله القسرى را عراقين و خراسان و سيستان داد و خالد [ 4 ] حيله بن هماد
--> [ 1 ] ازين شخص در غالب تواريخ معتبره ذكرى نيست و همچنين از اشخاص ديگر كه درين صفحه نام برده شده ، و براى شناختن آنها رجوع شود بحاشيه ( 2 ) از صفحه 123 . [ 2 ] رود طعام - ظ رودى بوده كه از هيرمند كنده و به شهر زرنج آوردهاند و آن رود بر دروازهء مشهور به در طعام ميگذشته يا آبادى معروف به ( طعام ) را مشروب ميساخته است . [ 3 ] كذا . . . و مسعودى در مروج الذهب ميگويد : و توفى يزيد بن عبد الملك به اربد من ارض البلقاء من اعمال دمشق ( ج 2 ص 125 ) . [ 4 ] بعد از ذكر خالد در متن كتاب با قرمز نوشته ( آمدن حليه به سيستان ) و چون بقاعدهء طبع درست نمىآمد و مطلب از هم ميبريد و اگر در ضمن مطلب عنوان مذكور را درج ميكرديم بدتر مىشد از درج آن صرف نظر شد .