مؤلف مجهول
121
تاريخ سيستان
سنه اربع و تسعين ، و قتيبة باز گشت و بسيستان آمد و ز آنجا بخراسان شد و عبد ربّه ابن عبد الله بن عمر اللَّيثى [ 1 ] را باز بسيستان خليفت كرد ، چون روزگارى عبد ربّه [ اينجا ببود ] باز قتيبه منيع المنقرى [ 2 ] را اينجا فرستاد و فرمان داد كه عبد ربّه را بند برنه و محبوس كن ، منيع اينجا آمد و با عبد ربه نيكوئى كرد و او را محبوس نكرد ، اما برفق و تلطف ازو مال همى ستد ، خبر نزديك قتيبه رسيد او را معزول كرد و نعمان بن عوف اليشكرى را اينجا فرستاد ، نعمان عبد ربّه را فرو گرفت و بند بر نهاد و عذابهاء الوان كرد و مال او بستد [ 3 ] ، اندرين ميانه حجاج قتيبه بن مسلم را معزول كرد از خراسان و سيستان و يزيد بن مهلَّب را بخراسان و سيستان فرستاد [ 4 ] . آمدن يزيد بن مهلب بخراسان به عمل و فرستادن برادر ، مدرك مهلَّب را بسيستان وليد عبد الملك ، چون مدرك مهلَّب بسيستان آمد ، بدمشق فرمان يافت و چهل و هشت سال او را عمر بوده بود ، بمقبرهء باب الصغير هم بدمشق دفن كرده شد ، و سليمان بن عبد الملك هم اندرين روز بخلافت نشست [ 5 ] ، و كنيت سليمان ابو ايوب بود ، و سليمان خراسان و سيستان بر يزيد مهلَّب بداشت ، و مدرك مهلَّب ديرگاه بسيستان بماند تا يزيد مهلَّب ، مدرك را معزول كرد و پسر خويش را معويه بن يزيد بن مهلَّب بسيستان فرستاد ، اينجا آمد و با مردمان بسيار نيكوئى كرد و اينجا [ ببود ] تا سليمان
--> [ 1 ] عمير الليثى ( رجوع شود بحاشيهء 4 صفحه 119 ) . [ 2 ] اصل : المقرى ، و او منيع بن معاوية بن فروة المنقرى است ( البلدان يعقوبى ص 283 ) . [ 3 ] يعقوبى گويد : عبد ربّه در دست نعمان جان بداد . [ 4 ] اين جملات بغايت پريشانست . . قتيبه در خراسان بود كه حجاج مرد ( ك : ج 4 ص 222 ) و نيز قتيبه از خراسان معزول نشد بلكه در خراسان با سليمان بن عبد الملك خلاف كرد و كشته شد سنه 96 ( ك : 5 ص 4 - 7 ) . و گويا اصل عبارت با مراجعهء به يعقوبى چنين بوده : « اندرين ميمانه حجاج بمرد و سليمان عبد الملك ، يزيد بن مهلب را عراق داد ، و يزيد قتيبه را از سيستان معزول كرده و برادر خود مدرك را بسيستان فرستاد ( يعقوبى ص : 283 ) و عنوان بعدهم غلط است . [ 5 ] اينجا عنوان : [ نشستن سليمان عبد الملك ] از متن افتاده است .