مؤلف مجهول

106

تاريخ سيستان

شان العارى [ 1 ] مردى مرد [ و ] معروف بود با عبد العزيز يك جا بود ، حمله كرد و زنبيل هزيمت شد ، و بكشت [ 2 ] از تركان بسيار و هزيمت كردند ، و مسلمانان بسيار غنايم يافتند و بردگان بسيار و اسب و سليح ، و كار كابل و زابل او را مستقيم گشت و مظفر به سيستان باز آمد ، و مردى بود عالم و اهل علم را دوست داشتى ، پس روزى رستم بن مهر هرمزد المجوسى پيش او اندر شد و بنشست و متكلم سيستان او بوده بود ، گفت دهاقين را سخنان حكمت باشد ما را از آن چيزى بگوى ، گفت : نادان [ 3 ] مردمان اويست كه دوستى بر وى افتعال [ 4 ] دارد بى حقيقت ، و پرستش يزدان چشم ديدى [ 5 ] را كند ، و دوستى با زنان بدرشتى جويد ، و منفعت خويش بآزار مردم جويد ، و خواهد كه ادب آموزد به آسانى ، گفت نيز گوى ، باز دهقان گفت : آب جوى خوش بود تا به دريا رسد ، و خاندان بسلامت باشد هر چند فرزند نزايد ، و دوستى ميان دو تن بصلاح باشد چند بد گوى در ميانه نشود ، و دانا هميشه قوى بود چند هوا برو غالب نگردد ، [ و ] كار پادشاهى و پادشا هميشه مستقيم باشد چند وزيران بصلاح باشند . و هم بسيستان بود ، تا مروان بن الحكم فرمان يافت اندر ماه رمضان سنهء خمس و ستين ، و شست و دو ساله بود ، ولايت او ده ماه بود كم سه روز ، نماز بر وى پسر او كرد عبد الملك بن مروان ، و عبد الملك را ولى عهد كرده بود و او را بدمشق بگور كردند ، و اهل شام عبد الملك را بيعت كردند . ( نشستن عبد الملك مروان بن الحكم به خليفتى )

--> [ 1 ] كذا . . . و در فتوح بلاذرى در همين جنگ ميگويد : « بارتبيل حرب كردند و رتبيل بدست ابو عفراء عمير المازنى كشته شد » ( فتوح ص 405 ) . [ 2 ] در فتوح البلدان و كامل قتل رتبيل درين جنگ تصريح دارد ولى درين تاريخ ذكرى از آن نشده است . [ 3 ] ظ : نادانتر - ترين ؟ [ 4 ] يعنى از روى ساختگى . [ 5 ] چشم ديدى ، ظاهرا بمعنى رياء باشد .