مؤلف مجهول

100

تاريخ سيستان

همه زرها فراهم كردند و بجوى آب اندر انداختند ، بسيار كس از ايشان بگريست و توبت كرد و هم بر آن [ 1 ] بكوه و دشت شد ، و بسيار بودند كه اصرار آوردند و آن زنان اسير و كودكان سر برهنه بر اشتر بدمشق اندر بردند و آن سر اندر پيش او نهادند اندر طشتى ، و قضيبى بر آن لب و دندان وى همى زد ، و اين خبر بكتاب خلفا بتمامى گفته آيد [ 2 ] و معروفست ، پس چون اين خبر بسيستان آمد مردمان سيستان گفتند نه نيكو طريقتى بر گرفت يزيد كه با فرزندان رسول عليه السلم چنين كرد ، پارهء شورش اندر گرفتند ، عبّاد ، سيستان هم بمردمان سيستان سپرد ، بيست بار هزار هزار درم اندر بيت المال جمع شده بود از غنايم كابل و ديگر مالها بر گرفت و ببصره باز شد ، عبيد [ الله ] بن زياد برادر خويش را يزيد بن زياد را و ديگر برادر بو عبيدهء زياد را بسيستان فرستاد اندر اول سنهء اثنى و ستين . آمدن يزيد زياد و بو عبيده بسيستان يزيد باميرى و بو عبيده بسپهسالارى يزيد بسيستان آمد و روزگارى ببود با سيرتى نيكو ، پس مردمان كابل سر برتافتند ، يزيد با سپاه آنجا شد و آنجا سپاه بسيار جمع شده بود و حربى صعب كردند و مسلمانان بسيار كشته شدند و اسير كرده شدند و بعضى برستند ، و بو عبيده اسير ماند ، و يزيد و صلم [ 3 ] بن اشيم العدوى ابو الصهبا و پسر وى و زيد بن جدعان [ 4 ] پدر على بن زيد و بديل [ 5 ] بن نعيم العدوى و عثمان بن الادهم العدوى و جماعتى بزرگ از عبّاد و بزرگان

--> [ 1 ] ظ : بران حال - بران توبه ؟ [ 2 ] ظ : اند . [ 3 ] كذا . . و الصحيح ، صلة بن اشيم ابو الصهباء العدوى و هو زوج معاذة العدويه ( بلاذرى 405 ) و ( كامل ج 4 ص 40 ) . [ 4 ] و هو زيد بن عبد الله بن ابى مليكة بن عبد الله بن جدعان القرشى ( فتوح بلاذرى 405 ) و كامل ( ج 4 ص 40 ) يزيد نوشته است . [ 5 ] كذا . . و ظاهرا . بديل - اسم اين شخص را تواريخى كه در دسترس حقير بود ننوشته‌اند و جز درين كتاب جاى ديگر نديده‌ام .