مؤلف مجهول

80

تاريخ سيستان

معمّر التيمى بود ، به اصطخر آمد و غزو جور كرد [ 1 ] و بكازرون شد و به دارابجرد آمد ، باز اردشير خرّه [ 2 ] بگرفت و يزدجرد شهريل [ 3 ] بگريخت ، بمرو شد ، و عبد الله بن عامر ، مجاشع بن مسعود السّلمى را پس يزدجرد بفرستاد ، مجاشع بيامد ، سيرجان بگرفت ، چون سال سىام از هجرت مصطفى عليه السّلم اندر آمد ، عبد الله بن عامر بن كريز ، مجاشع را بسيستان فرستاد و حرب كردند و بسيار از مسلمانان كشتند و مجاشع بازگشت . ( حديث فتح سيستان بروزگار عثمان عفان در سنه ثلثين ) چون خبر مجاشع بنزديك عثمان رسيد كه او از سيستان بازگشت بر آن حال . ربيع بن زياد بن اسد الذّيال [ 4 ] الحارثى را با سپاهى بفرستاد سوى عبد الله بن عامر كه اين را بسيستان فرست ، عبد الله او را بفرستاد بسيستان ، بپهرهء [ 5 ] كرمان برسيد ، آن را به صلح بدادند و از آنجا بجالق [ 6 ] [ شد ] مهتر آن با او صلح كرد ، باز ربيع او را گفتا مرا سوى سيستان راه بايد نمود ، گفت اينك راه ، چون از هيرمند بگذرى ريگ بينى و از ريگ بگذرى سنگريزه بينى ز آنجا خود قلعه و قصبه پيداست ، ربيع رفت و سپاه بر گرفت ، هيرمند

--> [ 1 ] اصل خور و صحيح « جور » است . چه خور از شهرهاى ساحلى اهواز است و اين جنگ در داخلهء فارس بوقوع پيوسته - كامل ميگويد : عبد الله عامر بعد از فتح اصطخر به دارابجرد آمد و پس از فتح آنجا بمدينهء جور رفت و اين اردشير خره است . ( كامل ج 3 ص 38 ) . [ 2 ] اصل : جره - و اردشير خرّه همان جور است كه معرب گور باشد و عضد الدوله نام آن را عوض كرده فيروز آباد نهاد . [ 3 ] بجاى : شهريار . [ 4 ] بلاذرى ص 400 - ربيع بن زياد بن انس بن الدّيان الحارثى . [ 5 ] اصل : بهره و الصحيح « بهره » كه همان فهرج بلوچستان حاليه باشد . بلاذرى مينويسد « فسار حتى نزل الفهرج ثم قطع المفازه و هى خمسة و سبعون فرسخا فاتى رستاق زالق » ( فتوح البلدان ص 400 ) . [ 6 ] جالق و زالق و ژالق و جالقان كه باشتباه در بعضى نسخ از قبيل اصطخرى چاپ ليدن ( صالقان ) نوشته شده يكى است و اصل آن زالقان : ( زالق نو ) و ( زالق كهن ) ولايتى از ولايات سيستان بوده . بلاذرى ( ص 400 ) گويد : بين زالق و بين سجستان خمسة فراسخ .