مؤلف مجهول

77

تاريخ سيستان

اتفاق بر عثمان كردند - غرّة المحرّم بود پس دفن عمر بسه روز . و او عثمان بن عفّان ابى العاص بن اميّة بن عبد الشمس بن عبد مناف بن قصىّ بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب بن فهر بن مالك بن النضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر ابن نزار بن معدّ بن عدنان بود ، و او را سه كنيت بود ابو عمرو و ابو عبد الله و ابو ليلى ، عثمان برفت بر رسم ديگر خلفا كه پيش ازو بودند اندر دين و قسمت و عدل اندر قضيّت [ 1 ] ، و اوّل فتحى كه اندر خلافت عثمان بود همدان بود و آن در خلافت عمر گشاده بودند ، اما مرتد گشتند بروزگار وفات او [ و ] عثمان مغيرهء شعبه را آنجا فرستاد تا بگشاد ، باز با موسى اشعرى را فرستاد تارى بگشايد و برآء بن عازب [ 2 ] و قرظة بن كعب با او ، باز معويه را بروم فرستاد تا حصنها گشاد و يزيد پسر او آنجا زاده شد از مادر و آن اندر سنهء خمس و عشرين بود ، باز مردمان اسكندريه برگشتند ، عمرو بن ابى العاص را آنجا فرستاد تا آن بگشاد ، باز عمرو بن عاص را از اسكندريه معزول كرد [ و ] [ 3 ] از مصر ، و عبد الله بن سعد بن ابى سرح را آنجا فرستاد و عبد الله مغرب بگشاد ، باز سعد را از كوفه معزول كرد [ و ] وليد بن عقبة بن ابى معيط را آنجا فرستاد ، وليد سلمان بن ربيعة الباهلى [ را ] با دوازده هزار سوار ببردعه فرستاد و آن را بگشاد ، و بيلقان و جرزان [ 4 ] به صلح او را دادند ، و اندرين سال غزو سابور [ 5 ] بود اول ، چون سال بيست و ششم اندر آمد ، عبد الله [ بن ] سعد

--> [ 1 ] ظاهرا بمعنى قضاوت و اين درست نيست . [ 2 ] اصل برّا ابن غالب بتشديد راء - و صحيح براء بن عازب بضم بر وزن عجاب . و براء بن عازب فاتح قزوين است و نژاد او در قزوين هستند و در ايام مصعب وفات كرده است ( تاريخ گزيده ص 250 ) . كامل : 3 ص 9 . [ 3 ] در اصل واو قبل از ( معزول ) است . [ 4 ] اصل متن « حزران » بوده بعدها آن را « خزران » كرده‌اند و صحيح « جرزان » بضم جيم است كه حبيب بن مسلمه در سال 25 آن را فتح كرد و سلمان بن ربيعه هم درين سپاه بكمك او همراه بود . رجوع شود به صفحه 34 - 33 ج ثالث كامل ابن اثير - و جرزان بضم جيم و سكون راء و زاى معجمه و الف و نون اسم جامعى است بر ناحيه‌اى كه پايتخت ان تفليس است . ياقوت ميگويد : جرز معرب گرج است ( معجم البلدان ) . [ 5 ] در اصل « سابور » بوده بعد نونى بر آن الحاق كرده‌اند و نشابور شده و آن ( شاپور ) فارس است چه درين سال در نيشابور واقعه‌اى رخ نداده است - درين سال سليمان بن ربيعه در ارمنيه فتوحات بسيار كرد و زانجا بحرب سپاه روم رفت بمدد معويه و ز آنجا به ارّان رفته بيلقان را به صلح گرفته از آنجا شهر بردع را محاصره كرده و آن را هم به صلح گرفت و در همانطرفها شهرهايى از جمله « شمكور » و « سكر » و « شيروان » و « شابران » را به صلح مفتوح ساخت ، و به نظر حقير كلمهء « سابور » كه بعد نشابور شده و عين ان در چهار سطر بعد « سابور ثانى » نوشته شده ، مراد كورهء شاپور از ولايات فارس است كه مردم آن از دين برگشته و اعراب بار ديگر بدان سامان لشكر كشيدند و مخصوصا در ولايت شاپور جنگها شد . لذا به نظر حقير نشابور غلط و اصل متن كه سابور باشد صحيح است و جملهء « سابور ثانى » در سطور بعد و مخصوصا اسم بردن از شهرهاى آن از قبيل كازرون و جره صحت آن را تأييد مينمايد - ياقوت گويد از سابور تا شيراز 25 فرسنگ است ، ابن فقيه قصبهء سابور را نوبندجان دانسته . بشارى شهر عمدهء آن را ( شهرستان ) شمرده و اصطخرى مركز عمده را سابور نام برده و خلاصه اينكه شهر شاپور در آن روزگار غالبا عمده تر از اصطخر بوده و از فارس گاهى به سابور و گاهى به سابور و گاهى باصطخر تعبير كرده‌اند ، ياقوت گويد شابور از حيث بزرگى مانند اصطخر اما از آن آبادتر و ابنيه اش زيادتر و مردمش غنىترند .