السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

85

تفسير الميزان ( فارسي )

احتمال هم دارد كه ضمير در « بين يديه » و در « من خلفه » به كلمه « غيبه » بر گردد ، در نتيجه نگهبانهاى گمارده شده در پيش رو و پشت سر غيب گمارده شده باشند ، تا آن غيب بدون دستبرد به رسول برسد . ليكن اين احتمال ضعيف است ، بدين جهت كه با تعليل * ( « لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ » ) * به آن معنايى كه گذشت نمىسازد ، چون محفوظ ماندن غيب از دستبرد ، و سالم به دست رسول رسيدنش ربطى به اين ندارد كه خدا بداند رسول هم آن را سالم به دست مردم رسانده و ابلاغ كرده . و مفسرى كه ذيلا كلامش نقل مىشود ، برگشت سخنش به همين احتمال است ، او گفته « 1 » : دو ضمير « بين يديه » و « من خلفه » به جبرئيل حامل وحى و حامل غيب بر مىگردد . و ضعف اين قول علاوه بر مطالب گذشته در اين است كه اين سخن وقتى درست است كه قبلا نامى از جبرئيل ذكر شده باشد در صورتى كه نشده . بعضى « 2 » هم گفته‌اند : ضمير در « ليعلم » به رسول ، و دو ضمير در « قد أبلغوا » و در « ربهم » به ملائكه نگهبان بر مىگردد ، و معناى آيه اين است كه : ملائكه خدا وحى او را هم چنان نگهبانى مىكنند تا رسول بداند كه ملائكه ، رسالتهاى خدا يعنى وحى خدا را همانطور كه صادر شده به او رسانده‌اند ، و دلش مطمئن شود كه وحى خدا از دستبرد شيطانها سالم مانده ، چون لازمه ابلاغ ملائكه بلوغ وحى است . هر چند ذكر كلمه رسول قبل از كلمه « ليعلم » مؤيد اين احتمال است ، و اشكالى كه به وجه قبلى وارد بود كه قبلا كلمه جبرئيل ذكر نشده به اين وجه وارد نيست ، الا اينكه ظاهر سياق اين احتمال را بعيد مىسازد ، چون از ظاهر سياق بر مىآيد كه مراد از رسالات ، رسالاتى است كه رسول آن را حمل مىكند تا به مردم برساند ، نه آنچه كه فرشته وحى حمل مىكند تا به رسول برساند ، پس ضمير در « ربهم » به رسولان بر مىگردد نه به ملائكه . علاوه بر اين ، آيه شريفه اشاره به ملائكه دارد ، و آنان را در تحت عنوان رصد ذكر كرده ، و معلوم است كه عنوان رصد غير عنوان رسالت است ، شان رصد نگهبانى و حفظ است نه رسالت . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : معناى جمله اين است كه : تا محمد ( صلوات اللَّه عليه ) بداند كه رسولان قبل از وى رسالات پروردگارشان را ابلاغ كردند . و اين ، وجه سخيفى است كه

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 374 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 96 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 374 .