السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
71
تفسير الميزان ( فارسي )
ايمان به خدا و به آيات او اقتضاى آن را دارد . و « ماء غدق » به معناى آب بسيار است ، و بعيد نيست از سياق استفاده شود كه جمله * ( « لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً » ) * مثلى باشد كه بخواهد توسعه در رزق را برساند ، جمله * ( « لِنَفْتِنَهُمْ فِيه » ) * هم اين احتمال را تاييد مىكند ، چون خداى تعالى غالبا با توسعه رزق بندگان را امتحان مىكند . و معناى آيه اين است : به درستى كه داستان از اين قرار است كه اگر جن و انس بر طريقه اسلام يعنى تسليم خدا بودن استقامت بورزند ، ما رزق بسيارى روزيشان مىكنيم ، تا در رزقشان امتحانشان كنيم . در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه زير خواهد بود كه مىفرمايد : « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ » « 1 » . آيات شريفه از اوائل سوره يعنى از جمله * ( « إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً » ) * تا آيه مورد بحث نقل كلام جنيان بود ، در نتيجه آيه مورد بحث عطف است بر جمله * ( « أَنَّه اسْتَمَعَ . . . » ) * ، و معناى مجموع معطوف و معطوف عليه اين است كه : بگو به من وحى شد ، كه جمعى از جن قرآن را شنيدند . . . ، و به من وحى شد كه اگر جن و انس بر طريقه اسلام استقامت بورزند چنين و چنان مىشود . * ( « وَمَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّه يَسْلُكْه عَذاباً صَعَداً » ) * « عذاب صعد » آن عذابى است كه دائما بيشتر مىشود ، و معذب را مغلوبتر مىكند . بعضى گفتهاند : به معناى عذاب شاق است . و اعراض از ذكر خدا لازمه استقامت نداشتن بر طريقه است ، و اصل در سلوك عذاب هم همين است ، و به همين جهت بجاى اينكه ملزوم را بياورد و بفرمايد « و من لم يستقم على الطريقه يسلكه . . . » ، لازمه آن را ذكر كرد ، تا به اين وسيله بفهماند سبب اصلى در دخول آتش همين اعراض از ذكر خداست . و همين معنا نيز علت التفاتى است كه از تكلم مع الغير ( ما به ايشان آب بسيار مىدهيم ) به غيبت ، ( ذكر ربه ) به كار رفته ، و گر نه مقتضاى ظاهر اين بود كه بفرمايد : « و من يعرض عن ذكرنا نسلكه . . . » ، خواست تا با ذكر كلمه « رب » بفهماند صفت ربوبيت مبدأ اصلى عذاب كردن معرضين از ياد خداست ، و به همين جهت به جاى جمله « ما چنين و چنان
--> ( 1 ) اگر اهل قريه ها ايمان آورده و تقوا پيشه مىكردند ، بركاتى از آسمان و زمين بر آنان مىگشوديم . سوره اعراف ، آيه 96 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 372 .