السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
68
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذلِكَ كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً » ) * كلمه « صلاح » به معناى شايستگى است ، در مقابل كلمه « طلاح » كه به معناى ناشايستگى است ، و مراد از « دون ذلك » - به طورى كه گفته « 1 » شده - رتبه اى پايينتر و نزديك به رتبه صالحان است . و ليكن آنچه به نظر ما ظهور دارد اين است كه : كلمه « دون » به معناى غير است ، خواستهاند بگويند : بعضى از ما صالحند ، و بعضى ديگر غير صالح . مؤيد اين ظهور جمله بعد است كه مىفرمايد : * ( « كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً » ) * ، ما داراى مسلكهاى متفرق بوديم ، و اين عبارت بر تفرقه و تشتت دلالت دارد . و كلمه « طرائق » جمع طريقه است كه به معناى روشهايى است كه مورد عمل واقع شده باشد ، و كلمه « قدد » جمع « قده » است ، كه از مصدر « قد » و به معناى قطعه است ، و اگر طرائق را به وصف قدد توصيف كرد ، به اين مناسبت بود كه هر يك از آن طريقه ها مقطوع از طريقه ديگر است ، و سالك خود را به هدفى غير هدف ديگرى مىرساند ، آن مفسرى « 2 » هم كه كلمه « قدد » را به راههاى متفرق تفسير كرده برگشت كلامش به همين معنا است . و ظاهرا مراد از كلمه « الصالحون » صالحان به حسب طبع اولى است ، آنهايى كه در معاشرت و معامله طبعا اشخاصى سازگارند ، نه صالحان به حسب ايمان ، چون اگر منظور صلاحيت به حسب ايمان بود مناسبتر آن بود كه اين آيه بعد از آيه * ( « وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِه . . . » ) * قرار گيرد ، كه در آن سخن از ايمان آوردن بعد از شنيدن هدايت رفته است . بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : « طرائق قددا » اگر به فتحه خوانده مىشود به خاطر ظرفيت است ، و حرف « فى » در تقدير است ، در حقيقت « فى طرائق قددا » بوده ، يعنى در مذاهب متفرق . بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : فتحه آن به خاطر حذف مضاف است و تقدير آن « ذوى طرائق قددا - صاحبان راه هاى متفرق » بوده ، اين احتمال هم بعيد نيست كه جمله مذكور استعاره باشد و خواسته باشند خودشان را در اختلاف و تضادى كه دارند تشبيه به طرقى كنند كه هر يك سر از جايى جداگانه در مىآورد . و معناى آيه اين است كه : بعضى از ما صالحان بالطبع هستند و بعضى غير صالحند ، و ما در مذاهب مختلف بوديم ( بنا بر اينكه فى در تقدير بگيريم ) و يا صاحب مذاهب مختلف
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 371 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 88 . ( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 627 .