السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

534

تفسير الميزان ( فارسي )

و اگر ما يسر بعد از عسر را حمل كنيم بر شوكت اسلام و رفعتش بعد از دوران سختى ، و سوره را هم از سوره هاى مكى بگيريم ، خيلى مورد اشكال واقع نمىشود . * ( « إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » ) * اين جمله تاكيد آيه قبل و تثبيت آن است . ولى بعضى « 1 » گفته‌اند : جمله اى است استينافى و مفسرين « 2 » گفته‌اند : اين دو آيه دلالت دارد بر اينكه با يك عسر دو يسر هست ، و اين گفتار ناشى از يك قاعده اى است كه مىگويد : كلمه اى كه الف و لام بر سر دارد و به اصطلاح معرفه است ، اگر در كلامى تكرار شود ، منظور از آن همان كلمه اول است ، و هر دو كلمه يك چيز را مىرسانند ، ولى اگر نكره باشد دومى معنا و منظورى غير منظور اولى را افاده مىكند ، مثلا اگر بگويى : « اذا اكتسبت الدرهم - يا : درهما - فانفق الدرهم » معنايش اين است كه وقتى درهمى - يك درهم - كاسبى كردى ، همان درهم را خرج كن ، و اما اگر بگويى « اذا اكتسبت درهما فانفق درهما » معنايش اين است كه اگر درهمى را كسب كردى ، درهمى را خرج كن ، و در اين جمله منظور اين است كه درهمى را خرج كن ، ليكن اين قاعده كليت ندارد . تنوينى كه در كلمه « يسرا » است به قول بعضى « 3 » براى بزرگداشت يسر است ، و مىفهماند با هر عسر ، يسرى گرانقدر مىآيد ، ولى به نظر ما تنوين تنويع است ، و مىخواهد بفرمايد با هر دشوارى نوعى گشايش هست ، و منظور از كلمه « مع - با » واقع شدن يسر به دنبال عسر است ، نه اينكه منظور از معيت اين باشد كه يسر و عسر در زمان واحد تحقق مىيابد . * ( « فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَإِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ » ) * اين آيه خطاب به رسول خدا ( ص ) است ، و مطلبش به خاطر اينكه حرف « فاء » در آغازش آمده نتيجه گيرى از بيان آيات قبل است ، كه سخن از تحميل رسالت و دعوت بر آن جناب داشت ، و منتهاى خدا را بر او كه شرح صدرش داده ، وزر را از او برداشت ، و نامش را بلند آوازه كرد ، بر مىشمرد ، و در آخر ، همه اينها را از باب يسر بعد از عسر دانست . و بنا بر اين ، معنايش اين مىشود : حال كه معلوم شد هر عسرى كه تصور شود بعدش

--> ( 1 و 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 170 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 170 .