السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

531

تفسير الميزان ( فارسي )

احساسش مىكرد ، و جمله * ( « وَوَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ » ) * عطف است بر جمله * ( « أَ لَمْ نَشْرَحْ . . . » ) * ، چون معنايش « قد شرحنا لك صدرك » است ، در نتيجه معناى دو جمله چنين مىشود : « محققا ما سينه ات را گشوديم ، و سنگينىهايى كه بر دوشت بود برداشتيم » . و مراد از وضع وزر رسول خدا ( ص ) - به طورى كه از سياق بر مىآيد ، و قبلا هم اشاره كرديم - اين است كه دعوت آن جناب را انفاذ و مجاهداتش در راه خدا را امضا نمود ، به اين معنا كه اسباب پيشرفت دعوتش را فراهم كرد ، چون رسالت و دعوت و فروعات آن ثقلى بود كه به دنبالش شرح صدر بر آن جناب تحميل نمود . ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : وضع وزر ، اشاره است به داستانى كه در روايات آمده كه در ايام كودكيش دو تا فرشته بر آن جناب نازل شدند ، و سينه اش را شكافته قلبش را در آوردند ، و دوباره در جايش قرار دادند ، كه روايتش به زودى از نظر خواننده خواهد گذشت . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : منظور از وزر ، اعمالى است كه قبل از بعثت از آن جناب سر زده بود . و بعضى « 3 » گفته‌اند : منظور غفلتش از شرايع و امثال آن است كه آگاه شدن بدان جز با وحى صورت نمىگيرد ، و بيان هر شريعتى را بايد آن جناب بخواهد ، تا پاسخش از راه وحى برسد . بعضى « 4 » ديگر گفته‌اند : منظور تحير آن جناب است در اينكه آيا رسالت الهى را آن طور كه بايد انجام داده‌ام يا نه . بعضى « 5 » هم گفته‌اند : منظور وحى و سنگينى آن است ، چون در اوائل بعثت گرفتن وحى بر او دشوار بوده . بعضى « 6 » گفته‌اند : منظور رنجى است كه آن جناب از گمراهى قومش و دشمنيشان با آن جناب مىبرده ، و وى از ارشادشان عاجز مىشده . و بعضى « 7 » گفته‌اند : منظور رنجى است كه از تعدى دشمن در آزار آن جناب مىبرده . بعضى « 8 » ديگر گفته‌اند : مراد اندوهى است كه از مرگ عمويش ابو طالب و مرگ همسرش خديجه در دل داشته . بعضى « 9 » ديگر گفته‌اند : كلمه « وزر » به معناى معصيت است ، و رفع و زر به معناى عصمت است .

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 167 . ( 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 9 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 169 .