السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
529
تفسير الميزان ( فارسي )
خدمت در راه خدا ببندد ، و به سوى او رغبت كند ، و به اين منظور نخست منتهايى كه بر او نهاده تذكر مىدهد ، و اين سوره هم مىتواند مكى باشد و هم مدنى ، ولى سياق آياتش به مدنى بودن سازگارتر است . و در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) نقل شده كه فرمودهاند : سوره « و الضحى » و سوره « ا لم نشرح » يك سورهاند ، و نيز اين معنا از طاووس و از عمر بن عبد العزيز نقل شده . فخر رازى در تفسير كبير خود بعد از نقل اين معنا از دو نفر نامبرده گفته است : اين دو نفر پنداشتهاند ابتداى سوره دوم يعنى جمله * ( « أَ لَمْ نَشْرَحْ » ) * به منزله عطف است بر آيه ششم سوره قبل ، يعنى جمله « أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى » ، و اين پندارشان درست نيست ، براى اينكه سوره « و الضحى » در حال اندوه رسول خدا ( ص ) از آزار كفار نازل شده ، و جنبه تسليت دارد ، چون حالت آن جناب حالت محنت و تنگ حوصلگى است ، و سوره دوم اقتضا دارد در حالى نازل شده باشد كه آن جناب شرح صدر و حالت خرسندى داشته باشد ، و چگونه ممكن است در يك سوره اين دو حالت در آن جناب و اين دو لحن در بيان جمع شود ؟ ! « 1 » . و ليكن اشكالش وارد نيست ، براى اينكه مراد از شرح صدر رسول خدا ( ص ) در سوره مورد بحث اين است كه خداى تعالى آن جناب را طورى كند كه قلب نازنينش وسعتى داشته باشد كه حقائق و معارفى كه به وى القاء مىشود بپذيرد ، و از پذيرش آن به تنگ نيايد ، و نيز تحمل آزارهايى كه از ناحيه مردم مىبيند داشته باشد ، كه بيانش مىآيد ، نه اينكه بخواهد صرفا آن جناب را خوشحال كرده باشد ، پس پندار خود فخر رازى پندار درستى نيست . دليل بر اين معنا روايتى است كه ابن ابى حاتم از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : من از پروردگارم مساله اى پرسيدم كه دوست داشتم اى كاش نمىپرسيدم ، و آن اين بود كه پروردگارا قبل از من انبيايى بودند ، براى بعضى از آنان باد را مسخر كردى ، و بعضى ديگر مرده زنده مىكردند ، خطاب رسيد مگر تو يتيم نبودى ، و ما تو را مورد توجه مردم قرار داديم ؟ عرضه داشتم : بلى . فرمود : مگر نبود كه من تو را گم شده ديدم ، و هدايتت كردم ؟ عرضه داشتم : بله ، اى پروردگار من . فرمود : آيا سينه ات را گشاده نكردم ، و گرفتاريهايت را بر طرف ننمودم ؟ عرضه داشتم بله اى پروردگار
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 32 ، ص 2 .