السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
527
تفسير الميزان ( فارسي )
مىآمرزد » عرضه داشتم بله ، ما اينطور معتقديم ، فرمود : ليكن ما اهل بيت مىگوييم از همه آيات در كتاب خدا اميدبخشتر آيه * ( « وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » ) * است ، كه راجع به شفاعت است « 1 » . و در تفسير برهان از ابن بابويه نقل كرده كه وى به سند خود از ابن جهم از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در مجلس مامون فرمود : خداى تعالى به پيامبر گراميش محمد ( صلوات اللَّه عليه ) فرموده : * ( « أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى » ) * ، يعنى تو يتيمى بودى خداى تعالى مردم را دور تو جمع كرد ، * ( « وَوَجَدَكَ ضَالًّا » ) * يعنى تو نزد قومت گم شده بودى ، « فهدى » يعنى قوم تو را به سوى معرفت تو هدايت نمود ، * ( « وَوَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى » ) * يعنى تو را بى نياز كرد از اين راه كه دعايت را مستجاب نمود مامون چون اين تفسير را شنيد گفت : خدا در تو بركت دهد يا بن رسول اللَّه ( و يا خدا در تو بركت نهاده ) « 2 » . و در همان كتاب از برقى نقل كرده كه او به سند خود از عمرو بن ابى نصر نقل كرده كه گفت : مردى از اهل بصره برايم حديث كرد كه من حسين بن على ( عليهما السلام ) و عبد اللَّه بن عمر را ديدم در خانه كعبه طواف مىكردند ، از ابن عمر معناى آيه « * ( وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) * » را پرسيدم ، گفت : خداى تعالى به آن جناب دستور داده نعمتهاى خدا را حديث كند و به مردم بگويد . آن گاه به حسين بن على عرض كردم منظور از آيه * ( « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » ) * چيست ؟ فرمود به آن جناب دستور داده كه نعمت دين را كه خدا به او انعام فرموده با مردم در ميان بگذارد « 3 » . و در الدر المنثور است كه بيهقى از حسن بن على روايت كرده كه در معناى آيه * ( « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » ) * فرمود : هر وقت به چيزى رسيدى به برادران ايمانيت اطلاع بده « 4 » . و در همان كتاب است كه ابو داوود از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كس با نعمتى كه به او داده شده مورد آزمايش قرار گيرد و آن را به اطلاع مردم برساند شكرش را به جا آورده و هر كس آن را كتمان كند كفرانش نموده ، و هر كس در اين باب بلوف بزند و خود را به چيزى كه ندارد و به او ندادهاند بيارايد مثل كسى است كه جامه دروغ به تن كرده باشد « 5 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 361 . ( 2 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 473 . ( 3 ) تفسير برهان ، ج 4 ، ص 474 . ( 4 و 5 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 362 .