السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
51
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَقالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً » ) * سفارش همان بزرگان قوم به مردم است ، كه خدايان خود را از دست ندهيد ، و به خاطر نوح دست از عبادت آنها برنداريد . و اسامى نامبرده در آيه ، يعنى ود و سواع و يغوث و يعوق و نسر ، نام پنج بت از بتهاى آنان است كه از ساير بتها مورد احترام بيشترى بوده ، و به پرستش آنها اهتمام بيشتر مىورزيدند ، و به همين جهت بعد از سفارش به تمسك به همه آلهه ، نام خصوص اين پنج بت را بردند و بعيد نيست اينكه اول نام ود را بردند و بعدا سواع و يغوث را با « لا » ى تاكيد نفى ذكر كردند ، بدين جهت بوده كه ود نزد آنان از ساير نامبرده ها مهمتر بوده - و خدا داناتر است . * ( « وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا » ) * ضمير در « اضلوا » به همان رؤسا بر مىگردد كه قوم از آنان پيروى مىكردند ، و همين معنا اين احتمال را تاييد مىكند كه در جمله * ( « وَمَكَرُوا » ) * و جمله * ( « وَقالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ » ) * نيز ضمير به آنان بر مىگردد . ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : ضمير مذكور به « أصنام » كه مايه گمراهى مردم بودند بر مىگردد ، ليكن اين احتمال خالى از بعد نيست . و جمله * ( « وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا » ) * نفرين نوح ( ع ) به آنان است ، از خدا مىخواهد گمراهيشان را بيشتر كند ، البته اين گمراهى ابتدايى نيست ، بلكه مجازاتى است ، پس آن جناب در اين نفرين خود از خدا مىخواهد كفار را به جرم كفر و فسقشان مجازات كند ، البته اين غير آن نفرينى است كه در آيات بعد كرده و از خدا هلاكتشان را خواسته . بحث روايتى در نهج البلاغه آمده كه : خداى سبحان استغفار را باعث فراوانى رزق و مايه رحمت به خلق قرار داده و فرموده : * ( « اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ » ) * « 2 » . خداى رحمت كند مردى را كه توبه خود را جلو اندازد ، و از خطاى خود طلب عفو كند ، و به اصلاح روز مرگش بپردازد . مؤلف : روايات در استفاده اين نكته از آيات شريفه كه استغفار سبب وسعت روزى و
--> ( 1 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 619 . ( 2 ) نهج البلاغه صبحى صالح ، خطبه 143 ، ص 199 .