السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
493
تفسير الميزان ( فارسي )
سپس مىگويد : قريش احترام مكه را رعايت مىكردند ، ولى حرمت محمد ( ص ) را پاس نمىداشتند ، و بدين جهت بود كه خداى تعالى فرمود : * ( « لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » ) * ، و منظورش اين است كه مردم اين شهر تو را در اين شهر بى حرمت كردند ، رسالتت را تكذيب نموده دشنامت گفتند ، با اينكه اگر كسى پدرشان را مىكشت آن قاتل را تعقيب و دستگير نمىكردند ، قاتلان شاخه اى از درخت حرم را به گردن مىانداختند و از خطر انتقام ايمن مىشدند ، و ليكن رسول خدا ( ص ) را ( كه حرمت مكه به طفيل وجود او بود ) ، بى احترامى مىكردند آن هم به نحوى كه با هيچ كس آن طور بى حرمتى روا نمىداشتند ، و لذا خداى تعالى اين رفتار را بر آنان خرده گرفت « 1 » . باز در همان كتاب در تفسير آيه * ( « وَوالِدٍ وَما وَلَدَ » ) * نقل كرده كه بعضى گفتهاند : منظور از والد حضرت آدم ، و از « ما ولد » همه انبياء و اوصياى انبياء و پيروان ايشان است ، ( نقل از امام صادق ع ) « 2 » . مؤلف : چند معنايى كه نقل شد از طرق اهل سنت هم در احاديثى موقوف « 3 » روايت شده است « 4 » . و قمى هم دو معناى اخير را در احاديثى كه نه سند دارد و نه نام امام برده شده آورده است « 5 » . و نيز در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً » ) * گفته : كلمه « لبد » به معناى مجتمع است « 6 » . و در مجمع البيان در تفسير همين آيه از مجاهد نقل كرده كه گفته است : صاحب اين سخن حارث بن نوفل بن عبد مناف بود ، و قصه چنين بود كه گناهى را مرتكب شد و از رسول خدا ( ص ) راه چاره پرسيد ، حضرت فرمود تا كفاره دهد . حارث گفت اى واى از روزى كه بدين محمد در آمدم همه اموالم در كفارات و انفاقات از بين رفت « 7 » . و باز در مجمع البيان است كه شخصى به امير المؤمنين ( ع ) عرضه داشت : بعضى پنداشتهاند كه منظور از كلمه « نجدين » در آيه * ( « وَهَدَيْناه النَّجْدَيْنِ » ) * دو پستان مادر است . فرمود : نه چنين نيست بلكه منظور خير و شر است « 8 » .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 493 . ( 3 ) احاديث موقوف ، احاديثى را گويند كه در هيچ يك نام معصوم برده نشده باشد ، « مترجم » . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 351 - 352 . ( 5 و 6 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 422 . ( 7 و 8 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 493 و 494 .