السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
492
تفسير الميزان ( فارسي )
ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : مراد از « ميمنة » طرف دست راست است ، و اصحاب دست راست كسانى هستند كه در قيامت نامه اعمالشان به دست راستشان داده مىشود ، ولى اين سخن درست نيست ، زيرا در مقابل اصحاب ميمنه به اين معنا اصحاب مشئمه قرار نمىگيرد . * ( « وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ » ) * آيات موجود در خارج وجود انسان در پهناى جهان و آيات موجود در داخل ذات انسان آيات و ادله اى است كه بر يگانگى او در ربوبيت و الوهيت و لوازم اين يگانگى دلالت مىكند ، و رد اين ادله كفر به آيات خدا و به خود خدا است ، و نيز كفر به قرآن كريم و آيات شريفه آن است ، و نيز كفر به هر حكمى است كه از طريق رسالت نازل شده و ظاهرا مراد از آيات ، مطلق آيات است ، و « مشئمه » ضد ميمنت است . * ( « عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ » ) * يعنى آتشى مستولى بر آنان است كه از هر سو احاطه شان مىكند . بحث روايتى در مجمع البيان در تفسير آيه * ( « وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » ) * نقل مىكند كه بعضى گفتهاند معنايش اين است كه : تو در اين شهر محل ( به ضمه ميم در مقابل محرم ) هستى ، و مراد اين است كه براى تو حلال است كه هر كس را كه از كفار بخواهى به قتل برسانى ، و اين فرمان مربوط به روز فتح مكه است كه آن جناب مامور به قتال با كفار بود ، و خداى تعالى قتال و كشتن كفار را برايش حلال كرد ، و خود آن حضرت فرمود : اين عمل براى احدى قبل از من حلال نبود ، و براى احدى بعد از من نيز حلال نخواهد شد ، و براى من نيز بيش از ساعتى از روز حلال نشده ، ( نقل از ابن عباس و مجاهد و عطاء ) « 2 » . و نيز در ذيل همين آيه نقل كرده كه بعضى گفتهاند : معناى آيه * ( « لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » ) * اين است كه : من ديگر به اين شهر سوگند نمىخورم كه تو در آن حلال و بى حرمت شدى ، و با اينكه مردمش پاس حرمت عرض تو را نگه نداشتند ، ديگر اين شهر هم حرمتى ندارد ، ( نقل از ابى مسلم ) . و نيز از امام صادق ( ع ) روايت شده .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 496 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 493 .