السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

488

تفسير الميزان ( فارسي )

خالص از هر نقمت و دردسر ، و خالص در خوبى و پاكيزگى ، ولى هيچ نعمتى را به دست نمىآورد مگر آميخته با ناملايماتى كه عيش او را منغص مىدارد ، و نعمتى مقرون با جرعه هاى اندوه و رنج ، علاوه بر مصائب دهر كه حوادث ناگوارى كه چون شرنگى كشنده كام جانش را تلخ مىكند . * ( « أَ يَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْه أَحَدٌ » ) * اين آيه به منزله نتيجه حجتى است كه آيه قبل اقامه كرده بود ، به اين بيان كه بعد از آنكه گفتيم خلقت انسان بر پايه رنج است ، و ظرف وجودش تعب ، و تعب مظروف او است ، هيچ چيزى به دست نمىآورد مگر كمتر و ناقصتر و ناخالصتر از آنچه توقعش را دارد ، و نتيجه گرفتيم كه پس انسان در اصل خلقتش طورى آفريده شده كه خواستش همواره مغلوب و شكست خورده ، و همه امورش مقهور مقدرات است ، و آن كس كه اراده او را شكست مىدهد و از هر سو و در هر جهت از جهات و شؤون زندگيش دخل و تصرف مىكند خداى سبحان است كه از هر جهت بر او قادر است ، پس او حق دارد كه در انسان به هر نحو كه بخواهد تصرف كند ، و هر وقت خواست او را به عذاب خود بگيرد . پس انسان نمىتواند اين پندار را به خود راه دهد كه احدى بر او قادر نيست ، و اين پندار او را وادار كند به اينكه بر خدا تكبر بورزد ، و از عبادت او عارش آيد ، و يا در بعضى از دستوراتش اطاعتش بكند ، مثلا در راه رضاى او انفاق بكند ، ولى انفاق خود را زياد پنداشته ، بر خداى تعالى منت بگذارد ، و يا عملى را كه در باطن به عنوان ريا و خودنمايى انجام داده به خيال خود خدا را فريب دهد و وانمود كند كه به خاطر رضاى خدا انجام داده ، آن گاه بگويد : « * ( أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً ) * - من مال بسيارى را نفله كردم » . * ( « يَقُولُ أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً » ) * كلمه « لبد » به معناى بسيار است ، سياق اين آيه و ساير آيات تا آخر سوره چنين مىرساند كه در آن روزها شخصى اظهار اسلام و يا تمايل به اسلام نموده ، مقدارى از مال خود را هم انفاق نموده و آن را بسيار دانسته ، و منت نهاده و گفته * ( « أَهْلَكْتُ مالًا لُبَداً » ) * ، و در پاسخ اين منت كه نهاده آيات مورد بحث نازل شده ، و سخن او را چنين رد كرده كه : رستگارى و رسيدن به حيات طيب و ميمون دست نمىدهد ، مگر با تحمل سختى انفاق در راه خدا ، و دخول در زمره كسانى كه به راستى ايمان آورده يكديگر را به صبر و مرحمت سفارش مىكنند ، با اين بيان رواياتى كه ان شاء اللَّه در بحث روايتى آينده مىآيد تاييد مىشود .