السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

485

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » ) * مىباشد ، يعنى بعد از آنكه به شهر مكه سوگند خورد ، به عنوان جمله معترضه مىفرمايد در دشمنى مشركين با تو همين بس كه مثل تو پيامبرى با عظمت و حرمتى كه دارى ، و مكه به حرمت تو حرمت يافته ، و سكنه آن به خاطر آن حرمت ، صيد را شكار نمىكنند ، و برگ درخت را براى چريدن حيوانات خود نمىريزند در آن شهر حرمت ندارى ، شكار را حرام مىدانند ، ولى بيرون كردن تو و كشتنت را حلال مىدانند ، ( نقل از شرحبيل راوى حديث ) و در اين جمله معترضه علاوه بر معرفى كه به كفار مكه شده ، رسول خدا ( ص ) را هم به ثبات قدم وامىدارد ، و آن جناب را تشويق مىكند به اينكه دشمنىهاى اهل مكه را تحمل كند ، و هر شنونده را وادار مىكند به اينكه از شدت دشمنى آنان شگفتى كند . آن گاه مىگويد : ممكن هم هست بگوييم : نخست با سوگند خوردن به مكه ، شهر ولادت پيامبر او را تسليت داده ، خاطرنشان ساخته كه هيچ انسانى خالى از تحمل شدايد نيست ، و آن گاه به عنوان جمله معترضه و به منظور تكميل تسليت و تخفيف اندوه آن جناب فرموده : * ( « وَأَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ » ) * يعنى تو به زودى در اين شهر رحل اقامت مىافكنى ، در حالى كه هر بلايى كه بخواهى بر سر دشمنان مىآورى ، هر كه را بخواهى مىكشى ، و يا اسير مىكنى ، ( تا آخر بيانى كه اين مفسر آورده ) ، و حاصلش اين است كه كلمه « حل » را در مقابل « حرم » بگيريم ، و چون حل به معناى اسم فاعل است ، قهرا معنايش « محل » ( با ضمه ميم و كسره حاء ) در مقابل « محرم » خواهد بود ، و معنايش اين مىشود كه ما به زودى در فتح مكه اين بلد حرام را براى مدتى محل قرار مىدهيم ، تا بتوانى با كفار مقاتله نموده ، هر كه را بخواهى به قتل برسانى . * ( « وَوالِدٍ وَما وَلَدَ » ) * از آنجا كه از نظر ادبيت رعايت تناسب بين سوگند و بين چيزى كه مىخواهيم با سوگند اثبات كنيم لازم است ، لذا بايد بگوييم مراد از * ( « والِدٍ وَما وَلَدَ » ) * كسى است كه بين او و بين بلدى كه مورد سوگند واقع شده نسبت روشنى بوده ، و اين معنا با ابراهيم خليل ( ع ) و فرزندش اسماعيل ( ع ) منطبق است ، كه سبب اصلى در بناى اين شهر و بانيان خود بيت الحرام بودند ، و خداى تعالى در باره آنان فرمود : « وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْماعِيلُ » « 1 » ، و ابراهيم ( ع ) بود كه از خداى تعالى درخواست

--> ( 1 ) هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه هاى خانه ( كعبه ) را بالا مىبردند . سوره بقره ، آيه 127 .