السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
481
تفسير الميزان ( فارسي )
آيه * ( « وَجاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا » ) * چيست ؟ فرمود : خداى تعالى به صفت آمدن و رفتن توصيف نمىشود ، چون خدا منزه است از انتقال ، منظور آيه از آمدن خدا آمدن امر خدا است « 1 » . و در كافى به سند خود از سدير صيرفى روايت آورده كه گفت : به امام صادق ( ع ) عرضه داشتم : فدايت شوم ، يا بن رسول اللَّه آيا مؤمن از مرگ و قبض روح خود كراهت مىدارد ؟ فرمود : نه به خدا سوگند ، وقتى فرشته مرگ نزدش مىآيد تا روحش را قبض كند ، مؤمن به جزع در مىآيد ، و ملك الموت به او مىگويد : جزع مكن ، اى ولى خدا ، به آن خدايى كه محمد ( ص ) را به نبوت مبعوث كرده من نسبت به تو دلسوزتر و مهربانتر از پدرى مهربان هستم ، اگر پدرت اينجا بود بيش از من به تو مهر نمىورزيد ، چشم خودت را باز كن و ببين . آن گاه فرمود : در آن هنگام رسول خدا ( ص ) و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين و امامان از ذريه او در برابرش ممثل مىشوند ، و به وى گفته مىشود : اين رسول خدا ( ص ) است ، و اين امير المؤمنين و اين فاطمه ، و اين حسن و اين حسين و اينان امامان از ذريه اويند ، كه همه رفقاى تو هستند . فرمود : پس مؤمن چشم خود باز نموده حضرات را تماشا مىكند ، در اين هنگام ندا كننده اى از طرف رب العزة روح او را ندا مىكند و مىگويد : * ( « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ . . . » ) * ، اى نفسى كه با ديدن محمد و اهل بيتش ( عليهم السلام ) اطمينان يافتى ، به سوى پروردگارت برگرد ، در حالى كه به ولايت راضى و به ثواب مرضى هستى ، پس داخل در بندگان من شو ، يعنى در زمره محمد و اهل بيتش در آى ، و داخل جنت شو ، پس در آن هنگام هيچ چيزى در نظرش محبوبتر از مرگ و ملحق شدن به منادى نيست « 2 » . مؤلف : اين معنا را قمى « 3 » هم در تفسيرش و برقى نيز در محاسنش نقل كرده « 4 » .
--> ( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 103 ، ح 19 . ( 2 ) فروع كافى ، ج 3 ، ص 127 ، ح 2 . ( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 422 . ( 4 ) محاسن برقى ، ص 177 ، ح 161 .