السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
48
تفسير الميزان ( فارسي )
پس بايد تنها او را معبود و إله گرفت . با اين بيان صحت توجيه به سوى خدا و عبادت او نيز روشن مىگردد ، چون ما خدا را اگر نمىبينيم با صفات كريمه اش مىشناسيم ، و مىدانيم كه او خالق ، رازق ، رحيم و . . . مىباشد ، پس بايد در عبادت متوجه او شويم ، كه به اين صفاتش مىشناسيم . خواهى پرسيد كه چطور در اين مقام تنها صفات فعلى خدا را كه همان خلقت و رزق و رحمت و امثال آن است نام برده ؟ ، در جواب مىگوييم چون روى سخن در آيات كريمه با وثنى مذهبان است كه قائل به صفات ذاتى براى خدا نيستند ، و صفات ذاتى او را به سلب نقيصه تفسير مىكنند ، و مىگويند : معناى حى و قادر و عالم بودن خدا اين است كه او مرده و عاجز و جاهل نيست ، علاوه بر اين ، آيات مورد بحث هم خدا را با صفات فعلى او مىستايد . * ( « وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً » ) * اين جمله حال از فاعل فعل « ترجون » است ، و كلمه « اطوار » جمع طور است ، و « طور » به معناى حد هر چيز و آن حالتى است كه دارد . و حاصل معناى جمله اين است كه : شما براى خدا اميد وقار و ثبات در ربوبيت نداريد ، در حالى كه خود شما را او خلق كرد و به اطوار و احوال گوناگون خلق كرد ، كه هر طورى طور ديگر را به دنبال دارد ، يك فرد از شما را نخست خاك آفريد ، آن گاه نطفه ، سپس علقه و در مرحله چهارم مضغه و در مرحله پنجم جنين ، و در مرحله ششم طفل و آن گاه جوان و سپس سالخورده و در آخر پير آفريد ، اين راجع به فرد فرد شما بود . جمع شما را هم مختلف آفريد ، هم از نظر نر و مادگى ، و هم از نظر رنگ ، قيافه ، نيرومندى ، ضعف و غير ذلك ، و آيا اين چيزى به جز تدبير است ؟ پس مدبر امور شما خود اوست ، پس او رب شماست . * ( « أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّه سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً » ) * مطابق بودن هفت آسمان با يكديگر به اين معنا است كه ( مانند پوسته هاى پياز ) بعضى بر بالاى بعضى ديگر قرار گرفته باشد ، و يا به معناى اين است كه مثل هم باشند ، كه اين دو احتمال در اوائل سوره ملك گذشت . و مراد از ديدن در جمله « مگر نديديد » علم است . و اينكه آسمانها را هفتگانه خوانده - آن هم در زمينه اى كه مىخواهد اقامه حجت كند - دلالت دارد بر اينكه مشركين معتقد به هفتگانه بودن آسمانها بودند ، و آن را امرى مسلم مىشمردند و قرآن با آنان به وسيله همين چيزى كه خود آنان مسلم مىدانستند احتجاج كرده و به هر حال داستان هفتگانه بودن آسمانها كه در كلام نوح ( ع ) آمده به خوبى دلالت دارد بر اينكه اين مساله از انبياء ( ع ) از قديمترين زمانها رسيده است .