السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
477
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَه أَحَدٌ وَلا يُوثِقُ وَثاقَه أَحَدٌ » ) * ضمير در « عذابه » و در « وثاقه » به خداى تعالى بر مىگردد ، و معناى آيه اين است كه در امروز عذاب خدا آن چنان سخت است كه احدى از خلق كسى را آن طور عذاب نكرده ، و در بند كردنش آن چنان سخت است كه احدى از خلق كسى را آن طور در بند نكرده ، و اين تعبير كنايه است از شدت در تهديد . بعضى « 1 » از قاريان دو كلمه « لا يعذب » و « لا يوثق » را به فتحه ذال و فتحه ثاء قرائت كردهاند و آن دو را صيغه مجهول دانستهاند كه بنا بر اين قرائت دو ضمير در « عذابه » و « وثاقه » به انسان بر مىگردد و معناى آيه چنين مىشود هيچ كس در امروز عذاب اين انسان و گرفتارى او را ندارد . * ( « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ » ) * آنچه از سياق آيه يعنى مقابل قرار گرفتن اين نفس با اوصافى كه براى آن ذكر شده با انسانى كه قبل از اين آيه مورد سخن بود و اوصافش از جمله دلبستگىاش به دنيا و طغيان و فساد و كفرانش و سوء عاقبتش ذكر مىشد استفاده مىشود اين است كه نفس مطمئنه ، نفسى است كه با علاقمندى و ياد پروردگارش سكونت يافته بدانچه او راضى است رضايت مىدهد و در نتيجه خود را بنده اى مىبيند كه مالك هيچ خير و شرى و نفع و ضررى براى خود نيست و نيز دنيا را يك زندگى مجازى و داشتن و نداشتن و نفع و ضرر آن را امتحانى الهى مىداند و در نتيجه اگر غرق در نعمت دنيايى شود ، به طغيان و گسترش دادن به فساد و به علو و استكبار ، وادار نمىشود ، و اگر دچار فقر و فقدان گردد اين تهى دستى و ناملايمات او را به كفر و ترك شكر وانمىدارد ، بلكه هم چنان در عبوديت پاىبرجا است و از صراط مستقيم منحرف نمىشود ، نه به افراط و نه به تفريط . * ( « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ) * بعضى « 2 » پنداشتهاند كه اين خطاب بعد از حسابرسى نفوس مطمئنه به ايشان مىشود . و ليكن به نظر ما ظرف اين خطاب از اول تا به آخر روز قيامت است ، يعنى از همان لحظه اى كه نفوس مطمئنه زنده مىشوند ، تا لحظه اى كه داخل بهشت مىشوند بلكه از لحظه اى كه مرگشان مىرسد مورد اين خطاب هستند تا وقتى كه به جنت الخلد در مىآيند .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 130 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 130 .